خانواده معادل famille و در زبان فرانسه family  در زبان انگليسي است كه خود از واژه ي لاتين familia به مفهوم مجموعه ي پدر و مادر و فرزندان آمده است . خانواده در زبان فارسي به معناي دودمان و اهل خانه است . در عشاير ايران خانواده را « حونه » يا اهل بيت گويند و چند « اهل بيت » را « دودمان يامال » نامند و چندين « دودمان يامال » را « تيره » گويند وچندين « تيره » تشكيل « طايفه » مي دهد و چند « طايفه » به يك « ايل » تعلق دارد (ساعي ارسي – 1382 ) .

تنوع و تحول خانواده و شكل آن در زمان ها و جامعه هاي مختلف و نيز به دليل مشكلات مربوط به آميختن جنبه ي زيستي خانواده با ساير خصوصيات آن يعني ويژگي هاي اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي كه اين اسين نيز همواره متغير بوده است سبب شده است كه تا كنون از خانواده تعريف كامل شامل و تام ارائه نشود و هر يك از علوم انساني بنا بر نظرگاه هاي خاص خود تعريفي ابراز داشته اند سپس پيوند زيستي خانواده با ساير خصوصيات به ويژه فرهنگي آن كه متغير و متحول بوده است . مشكل اصلي اظهار تعريف براي خانواده بوده است .

خانواده هم نها اجتماعي و هم سازمان ، هم گروه و نيز يك جامعه ي كوچك و اوليه است ( ساعي ارسي – 1382 ) .

خانواده يك واحداجتماعي منحصر به فرد مي باشد كه عضويت در آن بر پايه اتحاد ياتركيب زيستي ، قانوني ، جغرافيايي ، تاريخي و … بنا نهاده شده است .

وجه تمايز آن از ساير سيستم هاي اجتماعي بدين صورت است كه ورود به  سيستم خانوادگي از لحظه تولد ، يا فرزند خواندگي يا ازدواج آغاز مي شود و اعضا تنها به واسطه ي مرگ از هم جدا مي شوند و جدايي تمامي ارتباطات خانوادگي غير ممكن است .

بنابراين اعضاي خانواده نقشهاي معيني را ايفا مي كنند كه داراي وظايف مشخص و قابل تعري مانند فراهم كردن غذا و سر پناه است كه در واقع ارتباطاتي است كه درداخل خانواده ابتدايي ، اوليه و غير قابل تغيير مي باشد .

اما اتفاقاتي كه معمولاً در زندگي خانوادگي پيش مي آيد مانند مرگ يكي از والدين ، طلاق ، جدايي و ازدواج مجدد باعث مي شود كه تعريف سنتي و رايج خانواده چندان كارايي نداشته باشد ( والش[1] ،1993 )

[1] – n . vallsh