نکاح مسیار چیست؟

با تحریمی که عمر در مسئله متعه انجام داد سنی ها جهت اطاعت از خلیفه خود مجبور به قبول این امر شدند ولی بعد مثل کسی شدند که یک چهار دیواری دور خود می کشد وهیچ راهی برای خروج نمی گذارد و ناگاه متوجه می شود که زندانی شده آنگاه دوباره کلنگ به دست گرفته وآنچه را که به غلط ساخته دوباره خراب می کند تا آزاد شود اینها هم دیدند که مشکل جنسی در جامعه شان تبدیل به بحران شده و مخصوصا اینکه در جامعه تسنن روابط آزاد به خاطر تعصبات مذهبی خیلی کم است حس کردند که با حرام کردن یک امر حلال چگونه خود را در فشار وتنگنا قرار داده اندکار به جایی رسید که بعضی علمایشان عملا از متعه به عنوان یکی از افتخارات ومحاسن مذهب تشیع نام بردند و نسبت به شیعیان غبطه می خوردند ومی خورندآنها چون نتوانستند متعه را آزاد بدانند برای همین به یک ازدواجی رو آوردند که هر چند نامش متعه نیست اما چیزی شبیه همان است وقتی خلیفه شان باب متعه را بست چیزی شبیه همان را باب کردند که برگشتند به همان اصل مطلب .

این ازدواج فرقش با متعه اینست که که در متعه با سرآمدن یا بخشیدن زمان،عقد به اتمام می رسد ولی در مسیار با طلاق دادن این امر انجام می گیرد در این ازدواج فرد تظاهر می کند که مثلا ازدواج دائم کرده ولی از قبل قصد دارد بعد از مدت کوتاهی طرف را طلاق دهد ودر این مسئله شرط هم می گذارند که حق نفقه وحق ارث و حق همخوابی وجود نداشته باشد ملاحظه می کنید که وقتی مشکل جامعه با ازدواج دائم حل نمی شود و مشکل اساسی یعنی مسئله شهوت وعقده های روحی وروانی حاصل ازآن در جامعه لاینحل باقی مانده مسیحی ها ویهودی ها به آزادی جنسی رو می آورند وسنی ها به مسیار وشیعیان به متعه وصد آفرین برشیعه که نه راه انحطاط را مثل غربی ها طی می کند ونه راه ازدواج ساختگی وبدعت گونه سنی ها را وصد مرحبا به دین اسلام که چه دقیق وعمیق به نیازها وغرایز انسان توجه آگاهانه وتوام با مصلحت بینی داشته است .

نکته: ازدواج مسیار از آنجا که شروط منافی با حقیقت ازدواج دائم را دارد از نظر شیعه باطل است چون عدم نفقه وعدم ارث با روح و غایت ازدواج دائم ضدیت دارد {وَانَّ منهُم لَفَریقاًیَلوونَ اَلسنتهُم بالکتاب لتَحسبوهُ منَ الکتاب وما هو منَ الکتاب وَیَقولونَ هو من عندالله وما هو من عندالله }بله اگر این شروط نباشد ازدواج مذکورصحیح است هر چند که از قبل قصد طلاق در آن باشد لکن از نظر فقه شیعه مکروه می باشد در ثانی زحمتی که در این ازدواج است در متعه نیست زیرا در مسیار مرد برای طلاق دادن اگر مثل جامعه ما باشد باید چند ماه در نوبت طلاق باشد بعد هم به دادگاه خانواده بروند وهزار گیر ودار که کسی اصلا حوصله اش را ندارد برای یک شب همخوابگی 3ماه خود را خسته طلاق دادن وطلاق گرفتن کند مگر آنکه مخفیانه ازدواج کنند ومخفیانه با دو شاهد عادل طلاق دهند وکار به قانون نداشته باشند

دنیای عرب در بعد جنسی وحجاب تقریبا راهی را طی می کند که غرب طی کرده ومی کند گویا اینکه عربها در این بعد اسلام را تقریبا کنار گذاشته اند وجود مراکز ارتباطات آزاد جنسی و عدم لزوم حجاب در دنیای عرب کاملا حاکی از وجود بحران جنسی وعدم تمایل کشورهای عرب از شیوه ریاضت جنسی مثل جامعه ماست که با تعطیل بودن ازدواج موقت راهی جز این برای آزاد کردن فشار جنسی در این جوامع به ذهنشان نرسیده ونکاح مسیار نیز در واقع راهی برای گریز از افتضاح دینی در این کشورهاست که فعلا متدینین آنها این شیوه را بهترین راهکار در محدود کردن آزادی ها وارتباطات بی حد وحصر جنسی ونامشروع می دانند که آنها را کاملا شبیه به اروپا یی هاکرده است

 

اگر ازدواج موقت وجود نداشت….

ما می خواهیم از زاویه ای دیگر ضرورت ازدواج موقت را بررسی کنیم . وآن فرض خلف است که اگر اسلام چیزی به نام ازدواج موقت نداشت در آن صورت قطعا مورد انتقاد و دارای نقص عمیق بود چرا که در کنار این همه محدودیت جنسی و ممنوعیتهایی که در روابط بین دو جنس حتی در نگاه کردن قرار داده ودر کنار سیل عظیم نیاز شهوی وبحرانهای روحی وعاطفی که قطعا ازدواج دائم راهکار نهایی محسوب نمی شود {آن هم در سنین امروزی } عقل حکم می کرد که باید راهکاری دیگر در کنار ازدواج دائم وجود داشته باشد بنابراین ازدواج موقت قبل از آنکه یک حکم شرعی باشد یک حکم وضرورت عقلی است هر چند که تعدد زوجات هم در اسلام هست ولی همه کس قادر به تامین دو یا چند زن نیستند در ثانی ایجاد عدالت بین دو زن کار سختی است ثالثاً مشکلات روحی که ممکن است همسر اول متحمل شود کار را مقداری دشوار می کند لذا اگر اسلام ازدواج موقت را تشریع نکرده بود دیگر چیزهایی مثل استمنانمی باید گناه کبیره محسوب می شدند و نبایدنگاه توام با شهوت یا لمس وتماس شهوی یا شنیدن صدا از روی لذت گناه محسوب می شد وبرای گناهانی مثل زنا نمی باید مجازاتهایی این چنین سنگین وضع می گردید .ولی اینکه اینها گناه محسوب می شوند {وبعضا کبیره وبا مجازاتهای بسیار سنگین}به معنی آنست که را اطفای حلال وآسان در شریعت کاملا باز است واینکه می بینید بسته است ما آن را بسته ایم نه دین . لذا عقل می گوید در کنار هر منعی باید وضعی باشد ودری که ازروی حکمت بسته گردد دری دیگر از روی رحمت باید باز شود به خصوص در مسائل غریزی انسان که قابل سرکوب نیست علاوه برآنکه اصل در اسلام آزادی است مگر آنکه دلیلی موجه این آزادی را محدود کند خوب در مورد روابط آزاد به خاطر وجود مفسده منع وجود دارد ولی در ازدواج این منع بر داشته شده چون در آنجا دیگر مفسده ای نیست ازدواج هم اگر به ماهیتش نگاه کنیم زمان دار بودن یا نبودن حقیقتش را عوض نمی کند بنا براین اگر متعه وجود نداشت عقل ،دین را در ایمورد مورد انتقاد قرار می داد {وقطعا همین مخالفین در آن موقع می شدند جزء طرفدران که چرا اسلام این همه انسانها را در این محدودیت وزندان حبس کرده } در جامعه ما که تنگناها وخفقان جنسی از همه جای دنیا بیشتر است جای این بحث مناسب تر از هر جاست البته فقط در صدی از این تنگناها مربوط به اسلام است بخش عمده آن را ما خود بابدعتهاو سنتهای غلط و نادرست به دور خود تنیده وایجاد کرده ودر آن محبوس وگرفتار آمده ایم تاثیر این تنگناها تنها به بعد جنسی جامعه ضربه وارد نمی کند بلکه روح وروان جامعه وافراد را نیزمتاثر می سازد یکی از دلایلی که در جوامع غرب کارایی ها وباز دهی ها ونشاط مردم همیشه بالاتر بوده وهست در همین مطلب نهفته که در جامعه غرب بحران جنسی وحود ندارد زیرا حبس نیروی جنسی که نمونه اش در جامعه ما حاد است بسیاری از نیروها وقوای فکری وروحی را در خود نگه می دارد واین حبس سدی بر سر راه آزاد سازی فشار غرایز ونیروهای درون است در نتیجه جامعه به آرامش ونشاط روحی وروانی لازم دست نمی یابد وبر عکس این نیروهابه عقده وعصبیت وافسردگی وگاه انزوا تبدیل می شوند. چند سال قبل مصاحبه ای را از یک جوان انگلیسی 20 ساله که به عنوان توریست از ایران دیدن کرده بود در یکی از جراید می خواندم وی در مقایسه بین دو فرهنگ وجامعه خود و ایران در جایی گفته بود که آنچه من در مورد جوانان ایران دیده ام وجود روح افسردگی وناامیدی در میان آنهاست وی اضافه می کند که البته ازدواج در میان مسلمانان از قداست وثبات بیشتری برخوردار است وما به این مسئله غبطه می خوریم ولی آنچه راکه درجامعه خود به عنوان رابطه آزاد جنسی داریم با جامعه ایران عوض نمی کنم چون معتقدم وجود این محرومیتها برای ما غیر قابل تحمل است . خوب شما می بینید که ما اصلا کار به بزهکاریهای ناشی از حبس غریزه شهوت نداریم فرض ما آنست که اگر افراد همه اهل خویشتن داری هم باشند باز صدمات وضربات ناشی از این ریاضت ناصحیح آنقدرقابل توجه است که نام آن را بحرا ن بگذاریم فراموش نکنیم که ما نه غربی هستیم که را ه آزادی های افراطی برویمان باز باشد نه مرتاض هستیم که دین به ما اجازه ریاضتهای بیهوده را داده باشد بنابراین ما حرف ومنش واعتقاد خود را داریم وباید از این اعتقاد در برابر تمام مذاهب وعقاید دفاع کنیم چون سنتهای اسلام سلیقه نیستند یک حکم وباورند