نذر یا عهد یا قسم خوردن بر ترک متعه باطل است:

 

میدانیم که اگر نذر بر انجام مکروه یا حرام یا ترک مستحب یا واجب تعلق گیرد باطل می باشدشیخ مفید (ره) روایتی را بیان کرده که ابن یعقوب از علی بن ابراهیم ازابیه ازابن محبوب از علی سائی که وی به اما م رضا علیه السلام عرض کرد که من مدتی متعه می کردم ولی بعد این کار در نظرم مکروه وبد آمد ودر موسم حج بین رکن ومقام نذر نمودم که دیگر متعه نکنم ولی اکنون به سختی افتاده ام چون توان ازدواج {دائم} را ندارم واز نذر خود نادم شده ام {واگر نذر خود را هم بشکنم باید کفاره سنگین بدهم }حضرت فرمودند : تو{در واقع} نذر کرده ای که خدا را اطاعت نکنی به والله که اگر اطاعتش نکنی معصیت کرده ای{بنابراین نذر تو از اساس باطل بوده ولازم است که متعه کنی والا معصیت کار خواهی بود}البته این مسئله خاص متعه نیست برای ازدواج دائم نکردن هم چنین نذر یا عهدی باطل است کلا قاعده اینست که هر عهد ی که که انسان بواسطه آن خود را برای همیشه از یک حلال یا حق محروم کند باطل است نظیر همین داستان در موردی دیگر هم از بحار الانوار جلد100 نقل شده شخصی به نام حمیری به محضر امام زمان علیه السلام نامه نوشت وعرض کرد که یک مرد شیعه که به متعه ورجعت اعتقاددارد وی چون همسرش را خیلی دوست دارد بااو عهد کرده که بر او همسری نگزیند وازدواج موقت نکند و نوزده سال است که از عهد خود عدول نکرده ودر این مدت چه بسا مسافرت رفته واز اهلش دور بوده ولی باز عهد خود را نگه داشته است ونیازی هم به این کار ندارد آیا به خاطر این عهد وترک متعه گناهی بر اوهست یا خیر؟ حضرت در جواب مرقوم فرمودندکه چون عهد بر معصیت خدا انجام داده {وموضوع عهد چیزی است که عصیان محسوب می شود} لازم می باشد که یک بار هم که شده متعه کند تا خدارا اطاعت کرده باشد

نکته:آنچیزی که در این دو روایت مشهود است اینست که “ترک عمدی متعه گناه محسوب می شود “چون اگر صرفا ترک یک حق حلال ومباح یا مستحب بود صحبت از معصیت نمی شد واین نکته خیلی مهمی است

ضرورت متعه در آخرالزمان:

در مستدر ک الوسایل از ابن مسعود نقل شده که رسول اسلام فرمودند:زمانی بیاید که هیچ دینداری دینش سالم نماند مگر کسی که مثل روباه که بچه های خود را از کوهی به کوهی واز سوراخی به سوراخی می برد زندگی کند ..سوال شد آن زمان چه زمانی است؟ فرمود:زمانی که انسانها به معیشت خود دست نمی یابند مگر به معصیت خدا .ومن در آن زمان تنها زندگی کردن را حلال کردم. گفته شد یا رسول الله مگر شما مارا امر به ازدواج نفرموده اید؟فرمود:بلی ولکن آن زمان زمانی است که مرد را والدینش هلاک می کنند واگر آنها نباشند زن وفرزندش او را هلاک خواهند کرد واگر زن وفرزند نداشته باشد اقوام وهمسایگان اورا هلاک می کنند..سوال شد:چگونه؟ فرمود:او را به تنگی زندگی سرزنش می کنند ووادارش می کنند برای به دست آوردن مال زیاددست به کارهایی بزند که در توان او نیست تا اینکه اورا به هلاکت وبدبختی وفلاکت بیندازند.

 

متعه در قرآن:

مسئله متعه از مسلماتی است که در میان شیعه وسنی بر سر اصل وجودی وتشریع آن در اسلام هیچ اختلافی وجود نداردواختلاف فقط بر سر مسئله نسخ یا عدم نسخ می باشد . روایات متعه چه در باب تشریع وچه در باب احکام آن وافر ومتواتر است {تواتر اجمالی}ولی آنچه مهم است بحث قرآنی آنست که دوآیه مهم در این باب مطرح می باشد: اولین آن آیه 24 سوره نساء می باشد-فَمَا ستَمتَعتِم به منهِنَّ فآتوهُنَّ اُجورَهُنَّ فریضهً – « زنانی را که از آنها تمتع می گیریدمهر آنان را باید بدهید»بسیاری از محدثین ومفسرین بزرگ ونبز صحابه اذعان نموده اند که این آیه مربوط به ازدواج موقت است .در تفسیر طیری روایات زیادی در ذیل این آیه نقل شده که به خوبی نشانگر بحث متعه می باشد .بنابراین دلالت این آیه بر امر متعه به خاطر الفاظ آن نیست بلکه به خاطر تصریح از جانب معصوم علیه السلام است {چون بعضی اشکال می کنند که الفاظ ادر این آیه متزلزل است ودلالت یقینی بر امر متعه ندارد }

آیه دوم :ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لهاوما یمسک فلا مرسل له من بعده وهوالعزیز الحکیم «دری را که خدا از روی رحمت بار کرده است کسی نمی تواند ببندد ودری را که خدا ببندد کسی نمی تواند باز کند که خدا وند عزیز وخکیم است» {فاطر2} امام صادق علیه السلام یکی از مصادیق این آیه را متعه معرفی می کنند علاوه بر اینها روایات فراوان در کتب بزرگی چون -الدرر المنثور – سنن بیهقی وصحیح بخاری وصحیح مسلم ودهها کتاب روایی شیعه وسنی در مورد متعه دیده می شود .هر چند که با تحریمی که عمر در متعه النساء ومتعه الحج صورت داد این مسئله در میان اهل تسنن از رونق افتاد وبعضی حکم عمر را به منزله نسخ آن قلمداد کردند وبعضی نیز به خاطر اینکه عمر محکوم وبدعت گذار معرفی نگردد گفتند که رسول خدا آن را نسخ کرده !! از آنجا که بنده قصد وارد شدن در مباحث سندی وتاریخی را ندارم وهدف این سایت چیز دیگری است به همین مقدار بسنده می کنم چون اولا وارد شدن در این مباحث طول وتفصیل دارد ثانیا: دلایل اهل تسنن در مسئله نسخ خیلی سست تر از آن است که وارد این مباحث شویم این مسئله برای ما که شیعه هستیم به قدری متقن وواضح است که بحث کردن از سندیت عدم نسخ آن آب در هاون کوبیدن است بله اگر بخواهیم بایک سنی یاغیر مسلمان بحث ومحاجه کنیم بدرد آنجاها می خورد که البته در بحث “سنتها تا قیامت جاودانند” اشاره کافی به عقیده سنی ها شده وجواب آنها را داده ایم وبیشتر از این هم لازم نیست { فلا تک فی مریه منه انه الحق من ربک}

ازدواج موقت از دیدگاه متفکران غرب:

ازدواج موقت از دوران رنسانس به بعد مورد توجه اندیشمندان غرب نیز قرار گرفت و توجه عده زیادی از متفکران غرب را به سوی خود جلب کردچنانکه برتراند راسل فیلسوف شهیر انگلیسی ازدواج موقت راتحت عنوان” زنا شویی آزمایشی ” و “زنا شویی دوستانه ” معرفی کرده ووشرایطی را برای آن برشمرده که با شرایط متعه در اسلام مشابهت های عمده ای دارد آنجا که می گوید : جوانان باید قادر باشند که دریک زناشویی جدید وارد شوند که با زناشویی معمولی از 3 جهت متفاوت باشد 1- طرفین قصد بچه دار شدن نداشته باشند 2- جدایی آنها به آسانی صورت گیرد 3- بعد از طلاق زن حق هیچ گونه نفقه نداشته باشد

راسل بعد از ذکر این نظریه اجتماعی می گوید :من چنین تصور می کنم که اگر چنین امری به تصویب قانونی برسد گروه کثیری ازجوانان و دانشجویان تن به ازدواج موقت دهندودر یک زندگی مشترک قدم بگذارند . زندگی که متضمن آزادی است ورها از بسیاری از نابسامانیها وروابط جنسی توام با هرج ومرج .(منبع:AFTAB.AE)

به خوبی مشاهده می کنید که ضرورت ازدواج موقت تنها مربوط به تفکر اسلامی نیست بلکه هر انسان عاقلی که خوب در مسائل جامعه اهل تعمق وامعان نظر باشد به ضرورت آن اذعان می کند علاوه بر راسل دانشمندانی همچون ویلموانلون و ولیندی نظراتی مشابه در این باب دارند .

نیاز عصر حاضر:

اگر در طول تاریخ1400 ساله اسلام بخواهیم برهه ای زمانی را بیابیم که بیش از هر زمان دیگر ازدواج موقت در جامعه لازم وضروری تر از هر زمان دیگر باشد قطعا عصر وزمان ماست .چون در هیچ عصری سن ازدواج دائم در جامعه ما به این اندازه بالا نبوده که نوجوان وجوان تا رسیدن به سن ازدواج در تنگنا وعذاب شدید واقع باشد ازدواج هم درسنین معمول الان افرادرا نه به طور مطلوب وکامل از لحاظ روحی اغناء می کند ونه از لحاظ جنسی ،چون خیلی افراد مخصوصاًدختران روحاً به زندگی مستقل ومجردی عادت کرده اند واز جنبه جنسیتی نیز شهوت جنسی در این سنین رو به زوال می نهد وخیلی افراد در این سنین ازلحاظ جنسی یا دچار سر خوردگی وعقده اند که با ازدواج هم غالباً مشکل آنان حل نمی شودیادچارناتوانی شدید یا ضعیف جنسیتی ( هم در مردان وهم در زنان)که این ناتوانی در مقایسه با قدرت جنسی زنان ومردان در کشورهای غربی به خوبی قابل لمس است

هیچ زمانی به اندازه الان تعدد زوجات با موانع عظیم روبرو نبوده وهیچ زمانی به اندازه الان جاذبه های جنسی به این شدت نبوده وهیچ زمانی به اندازه الان شرایط وتشریفات ازدواج دائم سخت نبوده وهیچ زمانی جوانان وزنان ومردان ودختران بحران روحی وجنسی مثل الان نداشته اند وهیچ زمانی آمار طلاق در ازدواج دائم به خاطر بالارفتن روح ناسازگاری زوجین به اندازه الان زیاد نبوده وهیچ زمانی به اندازه الان روابط میان دوجنس مخالف که بزرگترین خطر برای دین واعتقادات جامعه است این همه آزاد وگسترده نبوده وهیچ زمانی به اندازه الان جامعه بآرامش جنسی وروحی نیازمند نبوده و….

بنابراین درشرایط فعلی اگر نیاز به ازدواج موقت بیشتر از نکاح دائم نباشد کمتر هم نیست

 

انسداد راه گناه :

در قرآن به کسی که نمی تواند زن آزاد بگیرد امر شده که با زن کنیز وغیر آزاد ازدواج کند این به معنای آن است که خداوند هیچ بهانه ای را برای فحشا قبول نمی کند حتی اگر به قیمت ازدواج باکسی باشد که در ظاهر برای انسان خوشایند نباشد ولی حفظ از گناه به تمام این سختیها وکراهتها می ارزد بنابراین تمام راههایی که ازدواج دائم برای انسان ممکن نباشد یا ممکن باشد ولی مکفی نباشد برای انسان باز گذاشته شده یعنی ازدواج موقت – تعدد زوجات وازدواج با زن برده وغیر آزاد

وقتی در اسلام چیزی مثل اسمنا گناه کبیره به حساب آمده وحتی تحت فشار شدید شهوی هم اجازه آن داده نشده یعنی آنکه واجب است به هر قیمت که شده یکی از این گزینه ها به صورت واجب مخیر انتخاب شود وهر کدام که ممکن نباشد دیگری تعین می یابد واینجا بعید نیست که بگوییم همان طور که برشخص نیازمند (چه زن وچه مرد ) ازدواج واجب است بر طرف وجنس مقابل هم قبول واجب است به خصوص که خوف ارتکاب به گناه برای شخص مقابل باشد ودر صورت عدم قبول، این شخص در گناه در خواست کننده شریک است مگر آنکه دلیلی عقلی ومتقن برای رد باشد نه دلایل عرفی و سطحی واصلاً اوامر مگر می تواند در چنین مواردی یک طرفه باشد ؟ مثلاً خدا به مرد بگوید واجب است ازدواج کنی ولی به زن بگوید واجب نیست قبول کنی به خصوص در ازدواج موقت چون در ازدواج دائم ممکن است زن از مردی خوشش نیاید خوب اینجا مسئله یک عمر زندگی مطرح است ومی توان این را دلیل موجه دانست اما در ازدواج موقت هر چند که زن از مردی خوشش نیاید اما برای یک مدت کوتاه وحتی چند ساعت وچند دقیقه که سختی وصعوبتی ایجاد نمی شود

 

راههای فرارو:

دو راه بیشتر فراروی حاکمیت نیست یاآنکه شرایط ازدواج موقت را فراهم کند یا آنکه تمام مظاهر جنسی را آنچنان بر چیند که هیچ کس تا سن ازدواج راجع به مسائل جنسی هیچ نداند وشهوتش زنده نشود اولا چنین چیزی امکان ندارد ثانیاً تنها مشکلات شهوی نیست مشکلات عاطفی هم هست ثالثا سرکوب نمودن خود یک نوع جنایت است این درست مثل آنست که چشم کسی را کور کنیم بعد بگوییم به او خدمت کرده ایم چون با این کار دیگر مرتکب گناه چشم نمی شود ودر واقع این محروم کردن افراد از حق ونیاز ولذت طبیعی است بدون دلیل واینکه عده زیادی از مردم به خصوص جوانان اهل صبر وتحمل از روی ناچاری هستند برای حاکمیت دلیل نمی شود که بگویند خوب حالا مردم که دارند صبر می کنند بگذارید همین رویه باشد چون مردم هر چند که صبر کنند ولی این صبر اختیاری نیست یک صبر تحمیلی است که دولت وحاکمیت اسلامی باید جوابگوی آن باشد این مسئله به قصه شخصی می ماند که در چاه افتاده بود وفریاد می کرد وکمک می خواست یک کسی صدایش راشنبد وبالای چاه آمد وگفت فلانی اینجوری نمی توانم تورا بیرون آورم آیا صبر می کنی تا بروم ویک طناب بیاورم وی جواب داد : خوب اگه صبر نکنم چه کار کنم؟ قضیه ما هم همین است لکن بخش عمده این تقصیر بر عهده حکومتی است که لااقل می تواند در این زمینه فرهنگ سازی کند یا حداقل شرایط را برای رفع این گونه نیازها فراهم سازد