یکی دیگر از عوامل موثر در رضایت زناشویی سطح تحصیلات و  نیز موقعیت اجتماعی اقتصادی است. (18). بین میزان تحصیلات و موفقیّت در زندگی، هم در شوهران و هم در همسران نیز ارتباط قوی برقرار است. به نظر می رسد در برخی موارد بالا بودن سطح تحصیلات زوجین عامل تفاهم و تداوم زندگی است (19) و هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واکنش آنها به موقعیت‌های زندگی احتمالا با احساسات مناسب تری همراه است و از توانائی حل مشكلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردارند. تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد، پس به‌ نظر می‌رسد سواد همانند  عامل آگاهی بخش عمل کند و بی‌سوادی و مرزهای نزدیك به آن بالاترین نسبت  طلاق را فراهم سازند (82).

                                          

    از آنجایی که ازدواج های فامیلی به دلایلی از جمله : شناخت بیشتر ، همکاری در مشکلات  مادی ممکن است موفق تر جلوه نماید؛ اما از طرف دیگر مسائل منفی این ازدواج ها از جمله : دخالت های فامیلی،کشیده شدن منازعات فامیلی به درون خانواده و…. باعث کاهش رضایت زناشویی شده و اثرهای مثبت آن را خنثی    می کند (16) همانند نتيجه تحقيقی در تركيه ، افرادی كه ازدواج فاميلي دارند رضایت زناشويي پاييني داشته و تعارض بيشتر با خانواده خود  نسبت به گروه ازدواج غير فاميلي دارند (95) اما در مقابل پژوهش عطاری و همکاران نشان داد که بین رضایت زناشویی و نوع ازدواج ( ازدواج فامیلی یا ازدواج غیر فامیلی ) رابطه ای ندارد (16).

 

     مشکلات ارتباطی و اختلالات روانشناختی منجر به آسیب پذیری فردی  زوجین  شده و دامنه زیادی از مشکلات زناشویی را ایجاد می کند در نتیجه سطح آسیب شناختی روانی با میزان رضایت از زندگی زناشویی، رابطه معناداري دارد و روان رنجور یکی از مهم ترین پیش گویی کننده های ناخشنودی زناشویی است (38). ارتباط میان مشکلات روان شناختی و عدم رضایت زناشویی در افراد متاهلی که طیف وسیعی از مشکلات روان شناختی را تجربه  می کنند به اثبات رسید و از آن میان ، افسردگی بطور وسیع تری  مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده است که ارتباطی قوی با عدم رضایت زناشویی دارد (79). همچنین ارتباطی قوی میان اختلالات اضطرابی و آشفتگی زناشویی به اثبات رسیده است. علاوه بر اختلالات روانی، مشکلات ارتباطی با  بیماری های جسمانی نیز همبستگی دارد (68). نقصان در سلامتي با كاهش رضایت زناشویی  رابطه دارد؛ به عبارتي اثرات كيفيت زناشويي براي همسري كه سالم است قوي ترمی باشد و احتمالاً شرايط اقتصادي- اجتماعي از اهميت كمتري در پيش بيني رضایت زناشويي برخوردار است . همچنین رضايت از سبك زندگي ، وضعيت شغلي، و شرایط اقتصادي واجتماعي مي تواند به سطوح بالاي رضايت زناشويي بینجامد و عدم این وضعیت با افسردگي و روابط استرس آور كه پيش بيني رضایت زناشویي ضعيف هستند رابطه دارد . بنابراین رابطه معناداری بين رويدادهاي استرس آور زندگي و رضایت زناشويي وجود دارد. استرس روزانه بطور منفي در ارتباط با رضایت زناشويي هم براي زنان (متاهل) و هم براي مردان (متاهل) وجود دارد . با پيشنهاد به اينكه عوامل مؤثر بر رضایت زناشويي يكي از زوجين از تأثير قابل ملاحظه بر رضایت زناشويي ديگري برخوردار است، پس رضایت زناشويي يك مفهوم پويا است زيرا ماهيت و كيفيت روابط ميان افراد در خلال زمان تغيير مي يابد كه اين مطلب امكان شناسايي عوامل تأثيرگذار بر كيفيت یک رابطه را فراهم می نماید (96).

 

    رضایت زناشویی به منزله محور و کانون بنیاد خانواده تحت تاثیر عوامل متعددی است که از آن جمله تاثیر موقعیت های شغلی بر آن است. هر چند گسترش فن آوری ، بالا رفتن سطح تحصیلات ، دستیابی به مهارت های مختلف ، بهبود وضع کار ، افزایش استقلال اقتصادی ، منجر به افزایش فعالیت شغلی زوجین شده ؛ در مقابل

پدیده های تعارض کار- خانواده 1 و خانواده- کار 2 نیز ایجاد کرده است . با توجه به اینکه امروزه مشکلات مالی و اختلاف های ناشی از آن نیز می تواند باعث تعارض هایی در خانواده شود ،  مدیریت مالي که در  مورد نگرش ها و امور مربوط به مسائل اقتصادي و تصمیم گیري همسران در مورد مسائل مالي است (7) باعث احساس امنیت اقتصادی شده و موجب توافق کلی زوجین می گردد و این نکته باعث افزایش سازگاری و همسویی بین زن و مرد شده و ترس از هم پاشیدگی زندگی را کاهش می دهد (76) . بنابراین شغل تاثیر بسزایی در غنی سازی رابطه دارد در عین حال ملزومات شغلی گاهی اوقات می تواند با نقش  زوجین رقابت کند ، درآمد کم  و ناامنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه است. هنگامی که زوجین دائماً درباره پول نگرانی داشته باشند، احتمالا رضایت زناشویی پایین خواهد بود (70). تعارض کار با خانواده زمانی رخ می دهد که خواست های کاری با کاهش تعهد و انرژی فرد ، توانایی او برای ایفای نقش های خانوادگی کاهش می دهند و تعارض خانواده با  کار نیز هنگامی روی می دهد که خواست های خانوادگی، این منابع را به گونه ای مصرف می کنند که از توانایی فرد برای ایفای نقش های کاری کاسته می شود. اولین حوزه ی مورد آسیب این    تعارض ها رضایت شغلی و زناشویی است و با کاهش بهره وری ، کاهش خشنودی شغلی کارکنان ، افزایش دیرکرد و غیبت کارکنان از کار، افزایش کناره گیری از کار و کاهش تعهد سازمانی همراه است و برای زوجین با وجود منبع استرس، پی آمدهای  منفی  مانند کاهش سلامتی ، انجام وظایف مادری ، پدری ، همسری به گونه ای  ناکارآمد ، نارضایتی زناشویی و کاهش بهداشت روانی به دنبال دارد (12) .

 

     در جامعه جدید و صنعتی اهمیت و اولویت نقش های خانوادگی جای خود را به نقش های شغلی داده است (10) ایجاد انتظارات و درگیری کاری و خانوادگی  باعث  فشارهایی  بر فرد شده  و چنانچه همسران در برقراری تعادل  بین  نقش های شغلی و خانوادگی خود دچار مشکل شوند ، همه ابعاد زندگی آنان تحت تاثیر این عدم تعادل قرار  می گیرد که  کاهش رضایت زناشویی از  مهم ترین  پیامدهای آن به شمار می آید (12) و در کنار آن سلامت شغلی فرد ؛ یعنی حالتی که تجربه های کاری فرد همراه با  پاداش و دور از  تنش و پیامدهای منفی است را نیز به خطر انداخته (11) و باعث استرس شغلی می شود که  واکنش  متقابل بين  شرايط

 

کار  و  ويژگي هاي فردي شاغل به گونه اي که خواست هاي محيط کار  بيشتر از آن است که فرد بتواند از عهدة  آنها برآيد ، باعث نارضایتی شغلی، افسردگی و اضطراب می گردد (97) . فشار و استرس به خانواده براي کارکناني که در ساعت هاي طولاني، نامنظم و غير منعطف کار مي کنند ، بسيار بیشتر است.

به طور کلي تعارض کار – خانواده بر اي افراد و سازمان ها اهميت دارد . زيرا تعارض براي افراد  بعنوان منبع اصلي استرس با پيامدهاي منفي به کاهش رضايت از زندگي و سلامت رواني پايين و سطوح پایین رضایت زناشویی و شغلی می انجامد (98). برخی مشاغل از طریق در معرض قرار دادن فرد با عوامل تنش زای متعدد و مختلف فیزیکی، جسمی، روان شناختی و اجتماعی بیش از سایر مشاغل مورد تهدید این تعارضات هستند . از جمله مشاغلی كه از دير باز  با كار و فعاليت در تمام مدت شبانه روز سر و كار داشته اند افرادي هستند كه در زمينه مسائل درماني فعاليت مي كنند و با بيماران ارتباط دارند. پرستاری شغلی است که بدون وقفه درشبانه روز فعال است (27) در حدود 80-60 درصد از  نیروی انسانی بیمارستان ها را کادر  پرستاری تشکیل می دهند (34) پرستاران در تمامی ساعات شبانه روز و در نوبت های کاری مختلف به کار مشغول می باشند . اين وضعيت براي پرستارانی که در معرض محيط هاي کاري ناايمن، متعارض يا خسته کننده قرار دارند موجب  استرس هاي شغلی بیشتری شده و در صورتیکه اين روند براي مدتي طولاني ادامه يابد ممكن است به بروز مشكلات خانوادگي، فرسودگي شغلي و تعارضات زناشويي گردیده و حتي مي تواند منجر به نارضايتي از كل زندگي شود (99،98).

 

     ساعات كار غير معمول پرستاران به ويژه در نوبت هاي كاري عصر و شب بر ريتم فيزيولوژيك و سلامت جسمي و رواني آنان  تاثير گذاشته و به دليل تغيير در الگوي خواب مي تواند موجب كاهش قدرت توان توجه و تمركز می شود ، همچنین بر روی مسائل زندگی و زناشویی آنان نیز اثرات سو به جای می گذارد . اين خطرات براي زنان  بيشتر از مردان است. زناني كه بصورت نوبت كاري كار مي كنند مسائلي مانند  مشكلات عصبي، گوارشي و خستگي مزمن را بيشتر تجربه  مي كنند (65). هنگامي كه سيستم سازگاري بدن دچار اختلال        مي گردد  چرخه روزانه گسيخته مي شود ، بدن متحمل تغييرات مهمي مي گردد و موجب اشکال در خواب    می شود كه اكثريت شب كاران از  آن شكايت دارند . آنان در طي روز نيز به دليل روشنايي و وظايف روزمره در خانه قادر به خوابيدن  نيستند و اختلالات گوارشي، قلبي، مشكلات زناشويي و تند مزاجي را گزارش       مي كنند . از طرف ديگر تعهدات شغلي و تعهدات خانوادگي در تعارض با يكديگر قرار مي گيرند و به ويژه  بیشتر زنان مستعد این گونه تعارضات می باشند زيرا كه به طور سنتي مسئوليت خانوادگي بيشتری  به عهده دارند (40). بسیاری از پرستاران امروزه با این چالش تضاد نقش شغلی- خانوادگی روبرو هستند. هنوز دقیقا مشخص نیست که چه تعداد از پرستاران آن را تجربه می کنند اما شیوع و تکرار بالای این پدیده دلیلی برای ترک شغل پرستاری است (100) .

 

    پرستاران بدلیل شرایط شغلی از جمله حمایت سازمانی پایین ، تعداد نوبت های کاری ، سختی کار، ساعات کاری طولانی و غیره  بیشتر در معرض تعارض  ناشی از خانواده و کار قرار دارند و این نکته می تواند موجب عدم  رضایت شغلی و ترک خدمت شود که این امر علاوه بر اتلاف هزینه های صرف شده جهت آموزش آنان، موجب از دست دادن مهارت ها، تخصص و منابع نیز می گردد (102،101). كارکردن در ساعات غير متعارف و بخصوص كار در شب اثرات منفي جسمي، رواني، اجتماعي و خانوادگي بر كاركنان دارد كه اين اثرات از طريق تعامل با يكديگر تقويت مي شوند. بنا به اظهار پرستاران كار نوبتي پيامدهاي منفي بر مسائل خانوادگي و اجتماعي آنها داشته و موجب از هم گسيختگي فعاليت هاي اجتماعي مشترك آنان با همسرشان شده است و منبع بزرگي براي ايجاد تعارض شغلي و خانوادگي است (2). پرسر در پژوهشی نشان داد که رضایت زناشویی افراد دارای نوبت کاری به طور معنی داری کمتر از دیگران است و کسانی که ساعات کار زیادی دارند میزان رضایت کمتر و تعارضات بالاتر نشان می دهند (13) . کالیگان و روزا 1 ؛ کاستا 2  و گراسولد 3  به طور مجزا تاثیرات نوبت کاری در ساعات غیر استاندارد را  بررسی کردند  و نشان دادند که کار شیفتی موجب ایجاد تضاد بین نقش های خانوادگی و شغلی می شود و  بر رضایت زناشویی تاثیر منفی دارد که  متاسفانه این مسئله در  مورد پرستاران پررنگ تر است. كار نوبتي منبع اصلی براي ايجاد تعارض شغلي و خانوادگي است و موجب كاهش ارتباط ها  شده  و وضعيتي را ايجاد مي كند كه احتمال طلاق را افزايش مي دهد  بطوری که این تعارض      می تواند برای افراد ، خانواده و سازمان ها  آثار  زیانباری بر جای بگذارد (104،103، 33) .

 

      به دنبال استرس ناشی از فشار شغل تبعات آن مانند نوبت کاری پرستاران از طريق انزوای اجتماعي، افزايش افسردگي ، كم شدن تعامل زناشويي در خطر کاهش كيفيت زناشویي قرار دارند و در این مورد می توان گفت که محروميت از خواب بيشترين تأثير منفي را در زمينه زندگي خانوادگي  و زندگي اجتماعي كاركنان دارد. تضاد بين ايفاي نقش مادري و شغلي بر سازش خانوادگي تاثير منفي دارد. همچنين با افزايش عناصر استرس زاي شغلي،  مادران گوشه گيرتر و افسرده تر مي شوند (40،27) .

    اگر چه کار نوبتی با تعارض کار – خانواده ، کاهش عزت نفس ، افزایش افسردگی و مشکلات زناشویی همراه است و باعث کاهش تماس بین  زوجین شده ، موجبات دلسردی  ، عدم رضایت زناشویی و حتی باعث

طلاق می گردد (105) اما با ایجاد تعادل  میان نقش های شغلی و خانوادگی ، تقسیم درست  زمان و انرژی ،  می توان از بروز بسیاری مشکلات جلوگیری کرد و باعث افزایش رضایت و خشنودی زناشویی و رضایت شغلی شد (106). رضایت زناشویی در پرستاران مقوله ای چند بعدی است که به عوامل زیادی بستگی دارد که به شرط مهیا بودن این عوامل، قابل دستیابی خواهد بود (27).