متاهلین بیشتر ازدواج موقت می کنند:

 

شاید این مطلب برایتان عجیب باشد ولی طبق آما ربیشتر مردانی که به ازدواج موقت رو می آورند یا به خانه های عفاف رجوع می کنند متا هلین می باشند این امر دلایلی دارد اولاً اینکه پسران وجوانان مجرد به علت ترسی که از خانواده دارند ونیز دلهره ای که از اولین رابطه جنسی احساس می کنندکمتر به ازدواج موقت رو می آورند ثانیاً چون مونثهایی که ازدواج موقت می کنند اکثراً زنان بالغ هستند وفاصله سنی مشهودی با سن مجردها دارند لذا هم از طرف این زنان مسئله احتیاط یا عدم رغبت واز طرف اینها نیز شرم وترس یا عدم رغبت مانع می شود مخصوصاً اینکه چون تجربه رابطه جنسی را ندارند به هیجان وترس وشرم آنها می افزاید ثالثاً جوانها چون فکر می کنند با ازدواج دائم همه نیازهایشان به طور 100 در صد حل می شود بیشتر به این موضوع فکر می کنند که مثلاً با یک تیر دو نشان بزنند ودیگر نیازی به ازدواج موقت نداشته باشند مخصوصاً اینکه دلباخته کسی هم باشند وبه اصطلاح نامزدی باشند دیگر فکر می کنند واجب است که حتماًاولین رابطه جنسی را با همسر دائمی داشته باشند وگرنه ازدواج دائم از مزه می افتد یا آنکه اگر ازدواج موقت کنند به همسر آینده خود خیانت کرده اند!!!!!!!!! واز این فکرها ولی وقتی که ازدواج می کنند می بینند که عمری را در ریاضت بی فایده گذرانده اند وتازه ازدواج دائم هم اگر مشکل عاطفی شان را حل کند قطعاً مشکل جنسی آنها به طور کامل حل نمی شود بلکه یک عقده جنسی بروز می کند که با فکر محصور شدن در وجود یک زن بیشتر رنج آور می شود به خصوص بعد از گذشتن مدتی از ازدواج وعادی شدن همسر برای آنها حس تعدد طلبی وتنوع خواهی جنسی در وجود آنها با دیدن زنان ودختران دیگر با زیباییهای متنوع بیشترتقویت می شود وقتی روابط عاشقانه حاد کنار می رود وعادی می شود ونیز روابط جنسی اول ازدواج از حرارت ولذت به مرتبه عادی وگاه سرد میرسد گویا اینکه مرد اصلا ازدواج نکرده واز نو نیاز او نسبت به زن یا دختری دیگر تازه می شودحتی این مسئله ممکن است در مورد بعضی خانمها هم صادق باشد البته خیلی خیلی کمتر در مورد زنان چنین مسئله ای بروز می کندد وآن هم تازه در جاییست که مرد مشکل وناتوانی جنسی داشته باشدچون مشکل جنسی زن با یکمرد کاملا حل می شود ولی در مورد مرد این گونه نیست

یکی از دلایلی که مردان متاهل را بیشتر جذب متعه می کند آنست که چون خیلی از اینها در زمان انتخاب همسر با آن دختری که خودشان می خواسته اند ودلبسته او بوده اند نتوانسته اند ازدواج کنند یا اینکه حتی بعد از ازدواج دلبسته کسی شده اند که راه رسیدن با او برایشان امکان نداشته روی این حساب دچار عقده جنسی وعاطفی شده اندوسعی می کنند لا اقل با متعه مقداری از این فشار را در وجود خود کم کنند علاوه برآن هر چه سن بالاتر رود اراده وصبر انسان کمتر می شود به هر حال یک جوان انگیزه بیشتری برای خویشتن داری دارد ولی سن که بالاتر رود این اراده وخویشتن داری ضعیف وضعیف تر می شود شما ببینید مردان جوان که همسران خود را از دست می دهند تا مدتی طولانی می توانند بدون همسر زندگی کنند ولی میانسالها وکهنسالها معمولا خیلی زود بعداز فوت همسر زن می گیرند چون مقاومتشان در برابر نیروی جنسی ضعیفتر است

 

احکام اسلام برای عمل کردن است نه روی صفحه ماندن:

 

بعد از تشریع حکم متعه از ناحیه خداوندرسول اسلام نیز به طور عملی به آن امر کردند تا کسی گمان نکند این حکم کذب یا شوخی است در واقع امر رسول اسلام آموزش به امت است که در آنچه خداوند امر کرده شرم وحیا را کنار بگذارند همانگونه که خداوند ورسول او از بیان واقعیت وحق شرم واستحیاء ندارند {والله لا یستحیی من الحَق}ابن مسعود می گوید که ما دریکی از جنگها که ملازم رسول اسلام بودیم چون زنها همراه ما نبودند وما (به خاطر طولانی بودن سفر)از لحاظ غریزه جنسی در فشار بودیم از حضرت سوال کردیم که آیا می توانیم کاری کنیم که غریزه شهوت را از بین ببریم آن حضرت ما را ازاین کار بر حذر داشتند و مسئله متعه را متذکر شدندودستور به متعه دادند واین آیه را قرائت فرمودند” یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله لکم ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین”این سفارش وامر رسول اسلام در کنار امر قران راه را بر هر بهانه جو ومنتقد سد می کند واهمیت امر متعه را اعلام می نماید امر رسول اسلام به فعلیت کشیدن این حکم الهی است که آیندگان در آن تردید واشکال و حیا وشرم روا ندارند نکته بعد اینکه وقتی رسول اسلام منطوقاًامر وتجویز متعه می کند مفهوماً به زنان واجد شرایط نیز امر به قبول در خواست متعه می کنند مگر می شود امر در چنین مواردی یک طرفه باشد ؟بنابراین همان طور که متعه کردن سنت ومستحب است متعه شدن نیز سنت ومستحب است واین غلط مشهور است که گمان می شود فقط متعه کردن حسنه وفضیلت دارد وفقط متعه کننده از این مسئله بهره مند است خیر متعه شونده نیز اگر اجر وفضیلت کار وحسنه او از متعه کننده بیشتر نباشد کمتر هم نیست حتی می توان گفت که امر منطوقی نیز خاص مردان نیست بلکه زنان ودخترانی که مانند مردان به این مسئله نیاز دارند را نیز شامل است وآنها نیز باید حیارا در دین کنار گذاشته واز میان مردان به کسانی که تمایل دارند در خواست متعه دهند کم نبوده ند زنان ودخترانی که خود ابتدائا به مردان توصیه و در خواست این امر را کرده اندمن به فقط یک نمونه را از کتاب متعه شیخ مفید نقل می کنم . بشر بن همزه می گوید: در زمانامام باقر یکی از رجال قریش به من گفت : دختر عموی من که دارای مال بسیار بودکسی را دنبال من فرستاد وبیام داد:که تو می دانی که چه قدر برای من خواستگار آمده ومن همه را جواب رد داده ام زیرا نیازی به ازدواج ندارم اما شنیده ام که خدا متعه وازدواج موقت را در کتاب خود حلال دانسته ورسول اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز آن را جزء سنت خود قرار داده است اما عمر از آن جلوگیری کرده وآن را حرام دانسته ومن می خواهم صیغه تو شوم تا در این عمل اطاعت خدا ورسول کرده وبا عمر مخالفت کرده باشم به او گفتم: اجازه بده خدمت امام باقر علیه السلام برسم واز او سوال کنم خدمت حضرت رسیده مشاوره کردم. حضرت فرمودند : قبول کن وعمل نما

 

مشکل جامعه با یکی دومتعه حل نمیشود:

 

هم اکنون در خانه های عفاف زنان ودخترانی هستند که در ماه ممکن است متعه 30 نفرشوند خیلی از این دختران باکره اند ومی گویند قصد ازدواج دائم را در آینده دارند ومتعه شدن قبل از ازدواج دائم را هیچ مانعی برای ازدواج دائم خود نمی دانند در میان این افراد موضوع ساده وجا افتاده است این افراد نیاز جنسی وعاطفی دیگران را حل می کنند راه شرعی را طی می کنند ودر نهایت عاشق هم می شوند و ازدواج دائم هم می کنند هدف آنها صرفا مسئله مالی نیست چون مهریه ای که قرار داده میبشود خیلی هم قابل توجه نیست خیلی هایشان آدمهای کاملا با شخصیت عفیف ومهربانی هستند به طوری که مردان وجوانانی که به مدت نیم ساعت با اینها متعه می شوند خیلی هاشان عاطفه قلبی نسبت به اینها به خصوص دختران پیدا می کنند وگاه جنبه جنسی در فرع قرار می گیرد . در بعضی خانه های عفاف شرعیت وعفاف کامل آن چنان موج می زندکه تمام قبح ها وباورهای خیالی و منفور ورای این دیوارها را از یاد می برد مشکل اینجاست که این نوع خانه های عفاف فقط در شهرهای مذهبی است وتوسط افراد با تقوا ومعتمد اداره می شود که شاید خودشان یک بار هم این خانمها را متعه نکرده اند گذشته از این که بعضی هایشان هیچ چیزی از متعه شونده ومتعه کننده در یافت نمی کنند !!! مسئله اینجاست که اگر زنان واجد شرایط بخواهند فقط یک بار متعه شوند مشکلی از کسی حل نمی شود چه اشکال دارد اگر کسی با فکر خود به دیگری انتفاع می رساند ودیگری با زور ویازوی خود به دیگری انتفاع می رساند یکی هم ازراه جنسی به دیگری بهره برساند فقط مشکل فرهنگ ماست که باید عوض شود برای چنین زنها ودخترانی که در چنین خانه های عفاف آمد ورفت دارند موضوع مانند جوامع غرب کاملا حل شده است البته از نوع اسلامی آن ! دختر وپسری که در جامعه غرب هر ماه به چند بار اطفای نیاز فکر می کنند در جامعه ما هم باید چندین وچند بار مطرح باشد نه اینکه فکر شود اگر یک زن ودختر واجد شرایط یک بار متعه شود یا یک جوان یک بار متعه کند دیگر مشکل حل می شود

 

استقبال روشنفکران :

 

خوشبختانه خیلی از کسانی که از متعه استقبال کرده وسراغ آن می روند اشخاص تحصیل کرده وبا فرهنگند واین نشان می دهد علی رغم وجود مغرضان دین ستیز عقل گرایی وشعور دینی در جامعه ودر میان تحصیل کرده هااز امتیاز ورتبه قابل توجهی بر خوردار است اینکه در شهرهای بزرگ نسبت به شهرهای کوچک از متعه بیشتر استقبال می شود ودر شهرهای مذهبی بیشتر، به خوبی نمایانگر آن است که هر چه شعور وفرهنگ بالاترباشد مردم در دین با شعورتر وفهمیده ترمی شوند وتاثیرات عقاید ضد دین وضد عقل کمتر می شود در حالی که در شهرهایی که تعصبات افراطی ومنفی بیشتر است متعه کمتر دیده می شود

 

تز ونظریه اسلام آزادی ولذت جویی است

 

اصل متعه نشان دهنده آن است که برخلاف تصور، اسلام قائل به آزادی جنسی است البته از نوع شرعی واین جای تعجب ندارد چون غریزه جنسی درست مثل غریزه ونیاز به غذا وپوشاک است چه دلیلی دارد که در یکی این همه آزادی در بهره وری وتنوع باشد ودر یکی این همه منع ومحرومیت در حالی که هر دو غریزه ای مثل همند وچرا در یک گوشه دنیا این همه آزادی جنسی ودر جای دیگر این همه حصر ومنع باشد یا در جامعه ما یک عده انسان لا ابالی راه لذت نامشروع رابه کرات تجربه کنند ولی یک عده انسان با تقوا همیشه محروم باشند لذا چون اینها مصداق تبعیض بلا دلیل است معلوم می شود که از اسلام نیست بلکه ازفرهنگ غلط خود ماست اگر خداوند، دنیا ولذتهای آن را برای انسانهای اهل ایمان وتقوا خلق کرده که قطعاً هم چنین است{ قل هی للذین آمنوا فی الحیاه الدنیا …} لذا اینها اولی ترند به استفاده وبهره بردن از لذایذ وغرایز وباید بهره وری اهل ایمان از لذایذ مشروع آنگونه باشد که دیگران به حال آنها غبطه خورند نه آنکه بر عکس به آنها بخندند بنابراین متعه وسیله آن دسته از انسانهایی است که راه آزادی جنسی را از نوع نامشروع انتخاب نمی کننددر واقع انسانها مخیرند بین دو نوع آزادی جنسی یکی از نوع غربی ویکی از نوع دینی واین که بعضی اشکال می کنند که متعه نوعی آزادی جنسی است خوب بله که آزادی است چه اشکال دارداین ما هستیم که چون بی جهت عمر خود را در ریاضت گذرانده ایم خلاف آن را تصور می کنیم وگمان کرده ایم این محرومیتها حکم دین وعقل است در واقع اسلام با متعه به رقابت با راه نامشروع بر خواسته وتاکید وسفارش دین وفضیلتی که برای متعه قرار داده شده به خوبی ازاین مسئله حکایت می کند که مسلمانان از قافله لذت حلال محروم نمانند وبا متعه وآرادی مشروع حلال به رقابت با آزادی نامشروع بپردازند چون به همان اندازه که مردم غرب به روابط جنسی می پردازند مسلمانان نیز محتاج به آنند لکن متعه می آید وبه این آزادی جنسی شرعیت وقانونیت می دهد درست مثل ازدواج غیر موقت . وقتی اسلام خود دارد فریاد میزند که آزادی .. آزادی ….آزادی آنوقت ما بیاییم بگوییم که نه اسلام اشتباه می کند واین حرفها زشت است ؟صد آفرین براینها که مسلمان تر از خدایند!!اسلام در روابط شرعی جنسی وقتی که هیچ گونه حدو مرزی ازلحاظ کمیت قائل نشده مثلا نگفته که مرد چند دفعه در روز یا هفته یا ماه می تواند با همسر خود نزدیکی کندواز لحاظ کیفیت نیز حدی بیان نکرده است {فاتواحرثکم انی شئتم} ودر سن ازدواج نیز حد ومرز خاصی را ذکر نکرده است یا اینکه در متعه حد ومرزی برای تعداد زوجات مشخص نکرده وقائل به این شده که تا هر تعداد انسان می تواند در یکجا یا مکرر متعه کند واینکه این همه ثواب وتاکید در امر متعه وجود داردهمین به عنوان چند نمونه کوچک حاکی از اصل لذت طلبی وآزادی جنسی {از نوع حلال}در اسلام ونامحدود بودن لذت حلال برای انسانهاست همان طور که در اسلام اصل برائت در فعل داریم در لذت جویی هم اصل آزادی است مگر آنجا که خداوند خود منع نموده است

 

افراط وتفریط

 

مشکل جامعه ما این است که تعادل فکری مذهبی در آن نیست یک عده علی رغم مسلمانی تفکر ضد دینی ویک عده تفکر دینی سفت وسخت تر از خدا ورسول وقرآن دارندعمده ترین دردهای فکری اجتماعی ما افراط وتفریط تعصبات کور وتقلید گرایی های محض است.در قران هر دو گروه افراط وتفریط مورد توبیخ وسوالند ضربه ای که افراطیون به اسلام می زنند کمتراز دشمنان دین نیست . افراط وتفریط مر بوط به الان هم نیست همیشه همین گونه بوده در تمام ابعاد هم بوده حتی بعد سیاسی ، یک عده همیشه از حدود الهی می گذرند یک عده هم هر چند که از حدود نمی گذرند اما مسلمان تر وسفت وسخت تر از خدا یند معلوم نیست که این مسئله ریشه در تشیع ناقص ما دارد یا ریشه در نژاد وایرانیت ما ؟!! متاسفانه به قدری جامعه از تفکر ومنش اسلامی دورگردیده وگرفتار افراط و تفریط شده که برای اصلاح آن خیلی وقتها ارشاد هم موثر نیست بلکه باید ازنو فلک را شکافت وطرحی نودرانداخت در واقع جامعه به یک انقلاب اسلامی از نوع فکری نیادارد