ریاضت جنسی افتخار وکمال نیست:

ازدواج دیر هنگام یا دوری از ازدواج موقت در شرایط فراهم وتحمل ریاضت جنسی نه تنها کمال وثوابی برای انسان ندارد بلکه محرومیت از حق طبیعی ومشروعی است که عقل آن را تقبیح می کند مگر کسی که شرایط برای او فراهم نباشد ودر عین حال عفت وتقوی بورزد (نه اینکه مثل نود در صد مردم راه گناه را انتخاب کند )

همه انسانهاحق بر خورداری ازلذت وآزادیهای مشروع را دارند که اگر خود را از این حق بهره مند سازند نصیب وحق خود را از دنیای خویش استیفا کرده اند والا شریعت چیزی را در قبال این محرومیت به انسان نمی دهد{ولا تنس نصیبک من الدنیا}مثل آنکه هدیه ای به شما دهند وشما بی جهت از قبول آن خودداری کنید یا میوه ای جلوی شما بگذارند وشما نخورید وفکر کنید ترک لذت حلال وصرف نظر کردن از حق غریزی برای شما کمالی می آورد اگر خود را محروم کنید کسی به حال شما دل نمی سوزاند ونه طبیعت ونه شریعت به حرمان شما وقعی نمی نهند بله نسبت به آنچه خداوند خود آن را منع کرده صد البته که ترک مرادف با کمال وثواب است .

اگر کسی خواهان ریاضت باشد به اندازه کافی منع وحرام در اسلام وجود دارد که انسان را ریاضت بدهد دیگر چرا بایدما خود را به محرومیت مضاعف دچار کنیم ؟شما فکر می کنید روز قیامت در قبال این گونه ریاضتها به ما اجری می دهند نخیر بلکه به ما می گویند چشمتان کور می بایست زرنگ باشید واز حلالها استفاده کنید وخودرامحروم نکنید

این بهانه هایی هم که ما برای فرار از ازدواج ردیف می کنیم خیلی هایش از لحاظ شریعت مردود است درآن دنیا ثواب به کسی می دهند که نه شرایط ازدواج دائم را داشته نه موقت علاوه برآن تا وقت ازدواج برای خدا عفت ورزیده نه مثل ما که فکر کنیم خوب الحمدلله تا وقت ازدواج نه نامحرمی را لمس نمودیم نه زنا کردیم چون شرایطش فراهم نبوده واین نفس از غم بی آلتی در وجود ما افسرده مانده نه به خاطر آنکه آدمهای با تقوایی هستیم!!بنابراین همانطور که گناه وارتکاب به لذتهای حرام مصداق ظلم به نفس است ترک لذتهای حلال ومشروع نیز ظلم به نفس است{ وما ظلمناهم ولکن کانوا انفسهم یظلمون}

مخالفان وتقبیح کنندگان چه کسانی اند؟

هر چند که در لابلای مباحث قبل جوابهای محکم ومستدل به مخالفین دادیم اما در اینجا قصد دارم که به بررسی ماهیت شخصیتی وفکری این افراد نیز اشاره ای کنم که به جای تسلیم شدن در برابر عظمت وحقانیت دین وبه کار انداختن عقل سلیم بر اساس مصداق “فاذنوا بحرب من الله ورسوله”به جنگ ونزاع با آن برخواسته اند

 

این سفیهان عاقل نما گمان می کنند عقل آنها به واقعیاتی رسیده که دین از آنها غافل بوده وشاید هم فکر می کنند که گویاجاهها یی بین عقل ودین تضاد وجود داردودر تضاد بین این دو حکم هم عقل حکم می کند که باید حکم عقل را برگزید !!!!! در حالی که اصلا اینها مبانی عقل را نمی دانند وگمان می کنند هر چه به ذهنشان به عنوان خوب وبد وباید ونبایدخطور می کند مصداق حکم عقل است در حالی که نه تنها بین احکام عقل ودین سر سوزنی اختلاف نیست بلکه هرجا هم که در حکم عقل شک کنیم باید برای رفع شبهه به دین رجوع نماییم چرا که شارع خود رئیس عقلاست و”ما حَکَمَ به العقل حَکَمَ به ااشرع وما حَکَمَ به الشرع حَکَمَ به العقل” بنابراین اگر دیدید که قوه مخیله شما به چیزی معتقد شده که دین خلاف آن را می گوید بدانید که آن حکم عقل نیست بلکه یک وهم و استنباط ظنی است که یا صغری وکبری ومقدمات آن نادرست بوده ویا نتییجه ،

 

قضاوتهای ما عموما براساس فهم سطحی و احساسی وحاشیه نگری وتوجه به یک یا دو بعد است در حالی که دین در صدور یک حکم بعضا دهها بعد وجنبه را لحاظ می کند بنابراین ما اگر بخواهیم ظنیات ووهمیات خود را اصل قرار دهیم دیگر سنگی روی سنگ بند نمی شود ودین مفهوم ومعنا یی نخواهد داشت “ولا تَتَّبعوالظَنَّ فَاِنَّ الظَنَّ لا یُغنی مِنَ الحَقِّ شَیئاً.”

زمانی رسوخ فرهنگ غرب به جامعه ما فقط در لباس ومد بود ولی تفکر ما هنوز اسلامی ودینی بود ولی امروز تفکرات ما نیز با مشکل جدی مواجه است وبا این وضع شاید زمانی فرا رسد که دیگر از اسلام در این جامعه جز ظواهر آن یعنی صورت نماز وروزه چیزی باقی نماند (همان اسلام خوارجی) حمله کردن بر احکام اسلام از غربی شدن تفکر ما حکایت می کند باز صد رحمت به غربی ها که در باطل خود محکمند ولی ما در حق خود سست وبی عرضه.

 

خداوند در علم وفعل حکیم است

 

هیچ حکم وامر ونهیی در شریعت نیست الا اینکه در وجود آن مصلحت ودر عدم آن مفسده است خداوند مثل ما انسانها جایز الخطا نیست که مثلا حرفی زند یا حکمی را وضع کند وبعد بداند کارش اشتباه بوده او منزه از کار عبث وبیهوده و بری از خطاست (سبحان ربک رب العزه عما یصفون)بنابراین آنچه در ذهن ما گاهی به عنوان اشکال به شریعت مطرح می شود در واقع مشکل از عدم فهم ودر ک صحیح ما ودر نظر نگرفتن تمام حواشی ومصالح امور است چرا که خداوند از هر گونه شائبه عیب بری است وفعل او حکمت وعلم محض است (وهوالحکیم العلیم) نسبت دادن خطا وجهل به خداوند در واقع اثبات خطا وجهل خود ماست

 

منظور از مخالفان کسانی نیستند که در این مسئله شبهه وسوال داشته ودنبال کشف واقعیتند وتسلیم در برابر منطقند “اَطاعَ مَن یَهدیه وتَجَنّبَ من یُردیه” بلکه مغرضان ودین ستیزانی هستندکه باید به طور محکم وقاطع جلوی آنها ایستاد ودین مظلوم را از شائبه تفکرات مسموم آنهانجات داد “فَما استَقاموا لَکُم فَاستَقیموا لَهُم”

نکته جالب اینجاست در حالی که بسیاری از جامعه شناسان ومتفکران غیر مسلمان ازدواج موقت را یکی از وجوه امتیاز دین اسلام وبهترین راهکار برای برخی معضلات حاد بیان می کنند یک عده احمق درمیان خود مسلمانها که هیچ سررشته ای از دین ندارندبه این سنت حمله ور شده وآن را به طرز اسفباری مورد تعرض قرار می دهند در حالی که کافران روز به روز دارند به اسلام نزدیکتر می شوند ولی یک عده به ظاهر مسلمان حرفهایی در مورد دین خود می زنند که کفار هم در مورد اسلام چنین نمی گویند!! {اَفَغیر دین الله یبغون وله اَسلَمَ من فی السَّموات والاَرض طوعاًوکَرهاً}

مسلمانان مسلمانان مسلمانی زسر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید

(مولوی)

 

اکثراین مخالفان کسانی اند که به روابط آزاد جنسی چراغ سبز نشان می دهندوالا افراد مقید به عفت که راهکار آزادی جنسی را ندارند به خوبی به قدر وقیمت وارزش این سنت دینی آگاهند واصلا ازدواج موقت مال همینهاست وبرای همین افراد وضع شده نه برای اراذل واوباش یا کسانی که راه رابطه آزاد وشرعی برایشان چندان فرقی ندارند استهزا کردن ازدواج موقت از سوی این افراد برمبنای تفکر خود آنهاست که اگر ما هم همین راه وتفکر را انتخاب بکنیم باید هم ازدواج موقت را به سخره بگیریم کسی که حلال وحرام برای او مساوی است طبیعی است که چنین منش وتفکری در مورد دینداران داشته باشد”اِنَّ الَّذینَ اَجرَموا کانوا مِنَ الَّذینَ آمَنوا یَضحکونَ وَاِذا مَرّوا بِهِم یَتَغامَزون.” (مجرمین بر اهل ایمان می خندند وچون به آنها بگذرند به چشم طعن واستهزا می نگرند….)مثالی در این باب می زنیم فرض کنید دو نفر یکی اهل حرام خوری ودیگری مقید واهل حلال است یک غذای حرامی جلوی آن دواست اولی می خورد وسیر می شود ودومی نمی خورد وگرسنه می ماند روزها وضع به همین منوال می گذرد غذایی هم غیر این وجود ندارد فرد اول هر روز سیراست ودومی گرسنه وگرسنه تر می شود وچون طرف خودش سیر است به گرسنگی ونیاز این شخص هم اصلا فکر نمی کند ولی بالاخره دومی به طعام حلال می رسد وبعد از این همه گرسنگی با ولع وحرص مشغول خوردن می شو دعمل وتقید این شخص مسلماً انسان لا قید را به تعجب واستهزا وا می دارد وبلکه او را دیوانه هم تصور می کند .

اگر بخواهیم در دین خود به حرف وطعنه نا آگاهان وقع بنهیم از نصیب دنیا وآخرت خود باز می مانیم اگر طعن جاهلان باز دارنده بود می باید همه 124 هزار رسول خدا از راه خود با استهزاء وطعنه دیگران باز می ماندند”وما یا تیهم من رسول الاکانوا به یستهزئون ” بنابراین ” توکار خود منه از دست ومی به ساغر کن ” به قول مولانا:

احمد مرسل به طعن وسخره بو جهل بود

موسی عمران به تسخرهای فرعونی چنان

گر تواندر دین عشقی بر ملامت دل بنه

وز فسوس و تسخر دشمن مکن رو را گران

یاد داستان ملا نصرالدین افتادم که داشت بااسبش به سفر می رفت خودش سواره بود وفرزندش به دنبال او می آمد مردم اعتراض کردند که عجب آدم بی ملاحظه ای هستی که خودت سواری وبچه ات پیاده ،این آقا پیاده شد وبچه اش را سوار کرد باز به عده ای از مردم رسیدند که معترض شدند که ای بچه جان چه قدر بی ملا حظه هستی که تو سواره باشی وبابات راه بیاد مرد سوار شد وبچه اش را هم سوار کرد باز به عده ای بر خوردند که می گفتند اینها چه قدر بی رحمند که هر دو سوار این حیوان بی زبان شده اند مرد خود وبچه اش را به زیر آورد وپیاده حرکت کردند باز به عده ای بر خوردند که مسخره شان می کردند که اینها چه قدر احمقند حیوان دارند ولی سوارش نمی شوند این آقا هم دیگر خلقش به تنگ آمد وحیوان را رها کرد واز شرش خلاص شد .

مسلمان واقعی کسی است که در عمل به دین چه در بعد عبادی چه فکری وچه عمل به سنتهای مستحب وواجب آن نه از ملامت کسی بترسد “لا یَخافونَ لَومَهَ لائم” ونه از کم بودن اهل عمل به دین خوف داشته باشد که به فرموده مولای متقیان : لا تستوحشوا فی الطریق الهدی لقله اهله” در راه حق وعمل به آن از کم بودن اهل آن وحشت نکنید ونترسید

بنا براین به این مغرضین باید عرض کرد که اصلا ازدواج موقت مال شما نیست وهیچ ربطی به شما ندارد که بخواهید در مورد آن اظهار نظر کنید این مربوط به دیندارها وافراد متقی است مثل اینکه شما بخواهید در ازدواج بچه همسایه تان دخالت کنید واظهار مخالفت نماییدممکن است ذائقه شما با این مسئله خوشایند نباشد چه کار به ذائقه دیگران دارید ؟ مثلاً شما برفرض رنگی را دوست ندارید آیا این حق واجازه را دارید که دیگران را به خاطر دوست داشتن آن رنگ مورد انتقاد قرار دهید یا غذایی را دوست ندارید وبه این خاطر دیگران را هم از خوردن آن منع کنید ؟ ازدواج موقت ابتدائا مال افراد متقی است که خداوند در مقابل خویشتن داری آنها از گناه این هدیه را نصیشان نموده لذا متعه بیشتر یک مزد برای زنان ومردان عفیف است نه یک لذت باد آورده وامتیاز مجانی {قل هی للذین آمنوا فی الحیاه الدنیا خالصَه یَومَ القیامَه}

فکر کرده اید این همه ثوابهای عظیم که در متعه است برای بی دین ها و بی اعتقادها یا اراذل و اوباش است آیا فکر کرده اید متعه برای فاحشه ها وضع شده اینها که نیاز به متعه ندارند چون از همان راهی که خود دوست دارند کار خود را می کنندوبرایشان متعه وغیر متعه فرقی ندارد ازدواج موقت از آن کسانی است که به خاطر ترس از خداوعقوبت الهی کف نفس کرده و عفت می ورزند ودر قبال آن متعه به عنوان مزد وبهره کوچک ودنیایی به آنها تعلق می گیرد چه زنان وچه مردان .

2- “گروه دیگر مخالفان کسانی اند که خودشان دچار مشکلند واز لحاظ جنسی ناتوانی دارند وچون این نیاز را در خود نمی بینند وجود آن را در دیگران مایه تعجب بر می شمارند و می گویند ما که یک ازدواج دائم هم برایمان زیادی است وکاملا تامین می شویم دیگراین ازدواج موقت چه صیغه ایست؟بله ما هم معتقدیم که عده ای در جامعه مشکل جنسی چندان شدیدی ندارند وصبر کردن تا موعد ازدواج دائم برای آنها کار چندان سختی نیست ووقتی هم که به سن ازدواج می رسند یک ازدواج تا آخر عمر برایشان کفایت می کند ولی اکثر مردم این گونه نیستند هر چند که به ظاهر به گونه ای دیگر تظاهر می کنندچرا که عده ای هستند که شاید هر ماه به یک ازدواج موقت نیاز دارند تا بحرانشان حل شود {چون نیاز جنسی مثل گرسنگی انسان به غذاست همان طور که غذا خوردن هر روز به خاطر نیاز تکرار می شود شهوت وگرسنگی جنسی نیز دائماً وروز به روز در وجود انسان تازه می شود که باید به آن جواب داده شود که اطفای حرام وخود ارضایی مشکل را حل نمی کند زیراعلاوه بر عقوبت شرعی ، اطفا ی کامل نیاز جنسی فقط از راه جماع حل می شود نه احتلام یا استمنا و…}

بحث ناتوانی جنسی غیر از تقواست واکثر اینها که دنبال مسائل شهوانی نیستند به خاطر ناتوانی جنسی است نه عفت وتقوا بنا براین این عده هم باید حساب خود را با بقیه جدا بدانند واگر خودشان اشباعند به نیازو عطش دیگران کار نداشته باشندمن خود با یکی از این افراد آشنا شدم طرف با اینکه در سن بلوغ کامل بود اما می گفت من بر خلاف دیگران اصلا از دیدن یک دختر یا مصاحبت با او احساس لذت وشهوت نمی کنم اصلا هم محتلم نمی شوم واصلا نمی دانم لذت جنسی یعنی چه این شخص در عین حال کنجکاو بود که بداند دیگرانی که این همه نیاز دارند حسشان چگونه است وراه رسیدن به این حس ونیاز چیست البته همه ناتوانهای جنسی ممکن است مثل این آقانباشند ولی این ناتوانی را به هر حال کم وبیش دارند مانند کسی که مثلا کور به دنیا می آید شخصی هم ممکن است اینجوری به دنیا بیاید .

3-بعضی از مخالفین کسانی هستند که برعکس گروه اول افراد افراطی هستند یعنی در بعضی باورهای دینی از قرآن ودین هم جلوتر رفته اند ودچار یک نوع جمود وعدم انعطاف وتعادل فکری مذهبی هستنددر واقع اینهارا نمی توان دیندار نامید بلکه متظاهرانی هستند که فقط ظواهر ومنش های خشک را از اسلام فهمیده اند وبه باطن لطیف ودقیق این دین راهی نیافته وبویی نبرده اند حضرت علی علیه السلام در روایتی زیبا هر دو گروه افراط وتفریط را طی کنندگان راه ناصواب وغلط معرفی مینمایند ومی فرمایند : ما طریق وسط (وصراط مستقیم) هستیم کسانی که از ما عقبند باید خود را به ما برسانند وکسانی هم که از ما جلوترند باید به ما ملحق گردند…خوب حال بنگریم در این جامعه چه زن وچه مردچه تعداد در جاده وطریق ائمه اطهار بوده وهمراه مکتب آنها طی طریق می کنندغالب مردم یا در طریق افراطند یا تفریط مثلا در جامعه زنها یا افرادی را می بینیم بی قید وبد حجاب ولی ناموسی وعفیف یا هم بدحجاب وهم بد عفت ویا کسانی را مشاهده می کنیم که حجابشان اسلامی است لکن بد عفتند ویا حجابشان اسلامی است ولی در عفت راهی جلوتر از دین وقرآن طی می کنند فقط یک عده کم هستند که هم در عفت وهم حجاب منطبق با اسلامندبعضی زنها فکر می کنند ازدواج موقت خلاف عفت است در حالی که این تفکر یک تفکر افراطی است اگر خلاف عفت بود خداوند آن را تشریع نمی کرد زیرا خداوند غیرت وناموس منشی اش از همه بیشتر است اگر این گونه باشند زنها باید به این هم قائل شوندکه ازدواج دائم نیز برای آنا ن خلاف عفت است چون شوهر آنها می تواند ایشان را برهنه کرده ومورد هتک جنسی قرار دهد !!واین خلاف شان وشخصیت وعفت زن است !

فرق ماهوی ازدواج دائم وموقت هم فقط در زمان دار بودن است وبس لذا اگر آن خلاف عفت است این هم باید باشد می گویند روزی شخصی خروسی خرید وبه خانه آوردهمسرش با دیدن این خروس چادر به سر کرد وعصبانی شد وگفت :ای مرد من یک زنم آیا تو حاضر می شوی که یک خروس را بازن خود در خانه نگه داری ؟ مرد مقداری تامل کرد وزنش را تحسین نمود بلند شد وبرگشت تا خروس را به صاحبش تحویل دهد فروشنده سوال کرد که این خروس هیچ عیب وایرادی ندارد برای چه از خرید آن منصرف شده ای؟ مرد هم داستان را برایش تعریف نمود فروشنده گفت: اشکال ندارد خروس را بده ولی این را بدان که زنت بد کاره وفاحشه است مرد با تعجب سوال کرد برچه اساس این حرف را می زنی؟ فروشنده گفت: آخر زنی که عفتی افراطی تر از دین وعقل را از خود بروز می هد می خواهد چیزی را مخفی کند ومسلماً ریگی در کفشش هست مرد به خانه برگشت واز آن به بعد بیشتر زن خود را تحت نظر داشت وسرانجام فهمید حدس فروشنده درست بوده بنابراین همه ظواهر عفت نشانه عفت نیستند در جامعه مردان هم یا یک عده هستند که نسبت به زنان یا دختران خود بی غیرت یا کم غیرتند یک عده هم غیرت بیش از آنچه که دین روا دانسته قائل می شوند یا اینکه شاید بعضی مردان باشند که از اینکه زنشان قبل از ازدواج خواستگار دیگری داشته یا نامزد دیگری داشته سخت ناراحت می شوند یا از اینکه اسم کوچک زنشان را دیگران بدانند خودداری می کنند( در حالی که حضرت زهرا سلام الله علیها هم قبل از حضرت علی علیه السلام نامزد داشتند وهم اینکه نام فاطمه را همه مردم می دانستند) همچنین است که بعضی مردان از اینکه خواهر یا دختر یا مادر آنها متعه کسی شود بسیار عصبانی وبه اصطلاح غیرتی می شوند در حالی که اگر این مسئله خلاف غیرت بود خداوند از همه غیرتی تر است چرا خداوند حجاب را برزنان تحمیل کرد وچرا رابطه نامشروع را تحریم نمود چون اهل غیرت نسبت به بندگان خویش است وهمه اینها خلاف شان وعفت است ولی ازدواج موقت را بنیان نهاد زیرا ازدواج موقت هم رفع نیاز است وهم خلاف غیرت نیست چون اگر بود خداوند آن را جایز نمی کرد (یا اَ یّها الذینَ آمَنوا لا تُقَدِّموا بَینَ یَدَیِ اللهِ وَ رَسولِه ): ای ایمان آوردگان جلوتر ومقدم تر از خدا ورسول حرکت نکنید (ومسلمان تر از خدا ورسول نباشید)”