آسان بگیریم تا آسان شود:

رسول گرامی اسلام می فرمایند”السهل ما جعلت سهلاً” یعنی آسان آن چیزی است که تو آن را آسان گیری

 

مسلماً تمام فعل وانفعالات بین ما واجتماع بسته به نوع نگرش وبرخورد ما می تواند هم تبدیل به مسائل سخت وبغرنج وهم سهل وبی اهمیت شوند بنابراین سخت آن چیزی است که ما آن را سخت بگیریم وآسان چیزی است که ما آن را آسان بگیریم به عنوان مثال در مسئله ازدواج ما از یک سو می توانیم فقط به سنتهای دین عمل کنیم وآسان وبی دغدغه از کنار آن رد شویم وهم می توانیم به مسائل وچشم وهم چشمی های عرفی اهمیت وحساسیت زیاد نشان دهیم وآن را تبدیل به کوه کنیم ما در اجتماعی با باورهایی خاص زندگی کرده ایم که گاه فکر می کنیم خیلی چیزها جزو قانون لا ینفک وذاتی طبیعت یا اجتماع است وخود را سخت با این تفکرات آمیخته کرده ایم به طوری که فرض خلف فرضی محال در نظر ما تداعی می کند در حالی که در سوی دیگری از این کره خاکی ممکن است مردمانی با تفکرات وعاداتی گاه درست متضاد با ما زندگی کنند بنابراین جز در مسائل حسن وقبح ذاتی در مسائل عرفی هیچ قانون ذاتی که همه افراد بشر از آن تبعیت کنند وجود ندارد حتی در خیلی از مسائلی که ما به عنوان باورهای شرعی به آنها عمل می کنیم قانونی ذاتی وجود ندارد که همه مردم دنیافکرشان به سمت وسوی حسن وقبحهای شرعی راه یابد مثلاً ما در فرهنگ خود گوشت خوک وگربه را حرام می دانیم وگوشت قورباغه را مکروه وچون همیشه با این تفکر زندگی کرده ایم وهیچگاه لب به گوشت این حیوانات نزده ایم فکر می کنیم خوردن گوشت این حیوانات دارای مکروهیت ذاتی برای همه مردم است در حالی که این گونه نیست چون در جایی دیگر از این دنیا مردم برای خوردن گوشت این حیوانات سرودست می شکنند حتی در یک کشور وجامعه ممکن است هر گوشه اش کلی آداب ورسوم وباورهایش با گوشه دیگرش متفاوت باشدمثلاً در کشور ما جاهایی هست که سن ازدواج دختران درسنین نوجوانی است واین یک چیز معمول وعادی در فرهنگ آنهاست ولی در شهرهای بزرگ که دغدغه های زندگی سن ازدواج را بالا برده برای مردم بسیار جای شگفتی است اگر بشنوند در جایی دختران در سن 14 سالگی ازدواج می کنند

 

حال بیاییم سر بحث اصلی یعنی ازدواج موقت که در این مورد هم جامعه ومردم به دو گونه متفاوت می توانند با آن بر خورد کنند بر خورد عادی وسهل وبرخورد سنگین وبادغدغه اگر به قبح عامیانه آن نگاه کنیم بر خورد ما از نوع دوم خواهد بود اما اگر به عنوان یک حقیقت شرعی وبا دید متفکرانه ومنطقی به آن چشم دوزیم به ضرورت واهمیت آن اذعان خواهیم کرد بنابراین آسان گیریم تا آسان شود وقبیح نگیریم تا قبیح نباشد بله تا آن حد که مربوط به باید ونبایدهای شرعی است ما تسلیمیم ولی اگر حرامی بخواهد در جامعه خود را به صورت حلال یا حلالی بخواهد به صورت حرام جلوه گر شود باید با این نوع تفکرات وفرهنگها مبارزه کرد وبلکه این مبارزه به خاطر دفاع از دین ودینداران امری واجب است

 

چندی قبل یکی از همکاران فرهنگی من که مسئول اردوهای دانش آموزی است با حالتی هیجان زده و تقریبا ناراحت از ماجرای صیغه شدن یکی از زنان فرهنگی صحبت می کرد که بله ما یک اتوبوس زیارتی از فرهنگیان زن ومرد به مشهد فرساده ایم حالا خبر دار شدیم که یک آقایی با یک خانمی از همین فرهنگیان آشنا شده وهمانجا صیغه محرمیت خوانده اند ؛ حالا این خبر رو طوری می گفت که انگار یک جرمی اتفاق افتاده وآبرو ریزی صورت گرفته گفتم خوب اشکال این کار مگه کجاست به هم دلبسته شدن و بعدش هم متعه یکدیگر شدن این که عیبی نیست که این همه بهش آب وتاب دهیم

 

دو سه روز قبل هم در دفتر مدسه مان یک معلمی به من اعتراض داشت که چرا سر کلاس درس حرف از ازدواج موقت می زنی ؟ بهش گفتم اولا این دانش آموز از نظر من بچه نیست ثانیا من به عنوان یک مربی پرورشی وقتی که بحث گناه شناسی برای بچه ها می گویم وگناهان کبیره را بر می شمارم ومی گویم که گناهانی مثل زنا ولواط واسمنا و …. عذاب سنگین الهی را به همراه دارند برای آنکه ذهنیت دانش آموز نسبت به اسلام بدبینانه نشود واسلام را یک دین خشک ومحصور کننده تصور نکند در کنارش باید بگویم که اگر اسلام استمنا را حرام کرده در عوض شرایط ازدواج را آسان وسن آن را پایین قرار داده وحتی گفته که اگر مرد به یک زن قانع نشود وخوف گناه را داشته باشد می تواند دوباره ازدواج کند واگر ازدواج دائم میسور نباشد ازدواج موقت را پیبش روی او گذاشته است ؛به هر حال دانش آموز نباید تصور کند که اسلام یک زندان برای اوست مخصوصا آنچه اینها اکثرا در ماهواره ها وسی دی ها می بینند وشدیدا نسبت به آن راغب وهیجانی اند با آنچه از اسلام می شنوند نباید به گونه ای باشد که چنان تفاوت عمیقی را نمودار کند که آنها را از اسلام فراری دهد

 

حالا جالب اینکه این آقای معلم می گفت که یک دانش آموزی آمده از من سوال می کنه که آقا چه جوری می شه صیغه کرد؟ حرف این معلم این بود که سوال کردن در این مورد عیب وزشت است گفتم اتفاقا بر عکس اینکه دانش آموز می آید از شما چنین سوالی می کنه اولا به معنی این است که به سن شهوت ونیاز رسیده ثانیا نشانه آن است که آدم پاکی است ونمی خواهد مثل دیگران راه خلاف را برود بلکه حلال وحرام را خوب فهمیده وبه دنبال راه شرعی است