ترک کردن خانه ی پدری،گام مهمی در پذیرفتن مسئولیت است. میانگین سن ترک کردن خانه ی پدری در سال های اخیر افزایش یافته است، به طوری که جوانان بیشتری قبل از ازدواج،مستقل زندگی می کنند.

اینکه فرد در چه سنی خانه ی پدری را ترک کند،دلایل متعددی دارد. ترک کردن خانه ی پدری برای تحصیلات،معمولأ در سنین پایینتر صورت می گیرد و ترک کردن برای کار تمام وقت و ازدواج،در سنین بالاتر روی می دهد. چون درصد جوانانی که در ایالات متحده به کالج می روند بیش از سایر کشورهاست، تعداد بیشتری از آمریکایی ها در حدود 18 سالگی خانه ی پدری را ترک می گویند. برخی از جوانانی که به خاطر برخورد و اختلاف نظر در خانه،دوست دارند آن را ترک کنند، به محض اینکه بتوانند،این کار را زودتر انجام می دهند.

نزدیک به نیمی از جوانان بعد از ترک مقدماتی خانه ی پدری، برای مدت کوتاهی برمی گردند. آنهایی که به قصد ازدواج خانه را ترک می کنند به احتمال کمی بر می گردند. اما زندگی مستقل پیش از ازدواج، وضعیتی متزلزل است. وقتی که افراد در مسیر استقلال با پیچ و خمهای غیر منتظره ای مواجه می شوند، خانه ی پدری آشیانه و پایگاه امنی برای آنها می شود. ناکامی در کار و ازدواج می تواند موجب برگشتن به خانه شود. ضمنأ جوانانی که به علت تعارض خانوادگی ،خانه را ترک کرده اند،معمولأ برمی گردند، عمدتأ به این علت که هنوز برایزندگی مستقل آمادگی ندارند. اما اغلب اوقات، انتقال های نقش، مانند پایان دوره ی کالج یا خدمت سربازی و آغاز نمودن کار تمام وقت،افراد را به خانه برمی گرداند. برخلاف اعتقاد رایج، برگشتن به خانه ی پدری معمولأ نشانه ی ضعف نیست. در عوض، این رویدادی شایع و عادی بین بزرگسالان مجرد است.

فرهنگ ایالات متحده قویأ نسبت به ازدواج و تشکیل زندگی زناشویی متعهد است. تقریبأ 90 درصد آمریکایی ها دست کم یک بار در زندگی خود ازدواج می کنند. جوانان امروزی نسبت به اواسط قرن بیستم، خیلی دیرتر ازدواج می کنند. تعداد ازدواج های اول و دوم ظرف چند دهه ی اخیر کاهش یافته است، به طوری که تعداد بیشتری از افراد مجرد می مانند، بدون ازدواج با هم زندگی می کنند یا بعد از طلاق دوباره ازدواج نمی کنند. با این حال هم آمار ازدواج و هم طلاق، همچنان بالاست.

ازدواج اغلب به صورت پیوستن دو نفر به هم انگاشته می شود. ازدواج در عمل ایجاب می کند که دو سیستم کامل – خانواده های شوهر و همسر – برای ایجاد یک خرده سیستم، سازگار و همپوش شوند. در نتیجه، زندگی زناشویی، زوج ها را با چالش های پیچیده ای مواجه می سازد،مخصوصأ این روزها که نقش های زن و شوهری، تازه حرکت به سمت مشارکت واقعی تحصیلی،شغلی و وصلت عاطفی را آغاز کرده است.