در کنار مسائل موثر بر رضایت زناشویی می توان به نگرش های مربوط به برابری زن و مرد  اشاره کرد که احساسات و اعتقادات شخص درباره نقش های مختلف زناشویی را ارزیابی می کند (7). ایفای نقش برای انجام وظایف اصلی برای تداوم زندگی زناشویی لازم است (68) . افراد از لحاظ نگرش در مورد نقش هایی که برای جنسیت آنها مناسب هستند متفاوتند. در کل نقش های جنسی به دو صورت سنتی {که زن در خانه می ماند و مسئول کارهای خانه و مراقبت از فرزند می باشد} یا مدرن {که هر دو همسر تکالیف شغلی و خانگی مساوی

دارند} طبقه بندی می شوند (79) . نقش هایی که مسئولیت بیشتری  را بر دوش یکی از همسران قرار می دهد ، خطر مشکلات زناشویی را افزایش می دهد. نقش زیاد از حد با استرس، آشفتگی و افسردگی همراه است ؛ که به نوبه خود بر میزان رضایت زناشویی تاثیر می گذارد (68).

      در کنار نقش های مختلف افراد در زندگی ایجاد روابط خانواده و دوستان   که ارزیابي کننده احساسات و علایق  مربوط به خویشاوندان، فامیل و دوستان و میزان صرف وقت با آنهاست حائز اهمیت باشد (7) .اگر چه داشتن همسر یک عامل مثبت تغییر دهنده احساس تنهایی می باشد، کیفیت روابط خانوادگی نیز باید مد نظر قرار گیرد. خانواده های زوجهای موفق بیشتر در جریان آشنایی های قبل از ازدواج  فرزندان خود با یکدیگر بوده اند، بنابراین آگاهی والدین و هدایت صحیح آنها می تواند موثر باشد (19).

 

    عقايد مذهبي در سعادت كانون خانوادگي اهميت دارد. اعتقادات و نگرش هاي زن و مرد اكثرا پس از ازدواج ادامه مي يابد و اگر زن و شوهر از يك مذهب ولي داراي اعتقادات و ديد فلسفي متفاوت نسبت به اصول و موازين مذهبي خود باشند باز هم منجر به اختلافات عديده شده و ديگر مسائل زندگي را نيز         تحت الشعاع قرار مي دهد (65) جهت گیري مذهبي نگرش ها و احساسات و علایق  شخص را درباره  اعتقادات و اعمال مذهبي در زندگي زناشویي ارزیابي می کند (7) . بعد دیگری که بر کیفیت زناشویی اثر     می گذارد، سیستم های ارزشی و عقیدتی همسران و تشابهات و تفاوت های  باورها و ارزش ها در این زیر نظام زوجی می تواند باشد . بین  مذهبی بودن و رضایت زناشویی ارتباط زیادی وجود دارد. نقش مذهب قطعی است زیرا  که مذهب به خودی خود مولّفه های بسیاری همچون روش های زندگی، سیستم های اعتقادی، ارزشی، انتظارات و غیره را در بر می گیرد. مذهبی بودن بطور معنی داری با رضایت زناشویی مرتبط است. مذهبی بودن به عنوان رویدادی آرام کننده ، برای زوج های مذهبی در حین تعارض عمل می کند، بدین نحو که عبادت کردن ، هیجانات خصمانه و تعاملات هیجانی را کاهش می دهد. هانلر و گنچوز 1  در مطالعه ای که در زوجین ترکیه ای انجام دادند پس از کنترل متغیرهایی مانند سطح  تحصیلات و مدت زمانی که از زندگی زناشویی آنها می گذشت  به این نتیجه رسیدند که مذهبی بودن تاثیر عمده ای  بر رضایت زناشویی دارد ، اما مذهبی بودن  زوجین نمی تواند حل مسئله زناشویی را در زوجین افزایش دهد (80).

 

      در بررسی متغیرهای دموگرافیک با رضایت زناشویی ، سن ، به طور معنی دار با رضایت زناشویی دارای ارتباط مثبت است (81) قوی ترین عامل پیش بینی کننده تزلزل و عدم ثبات زناشویی، سن کم  هنگام ازدواج  می باشد (82). همچنین کرو و ریدلی 2 اشاره می کنند که یافته ای که در تمام تحقیقات یکسان بوده است تاکید

 

بر این موضوع دارد که امکان شکست ازدواج در سن پایین، زیاد است و ازدواج هایی که قبل از سن 18 سالگی واقع می شوند سه برابر ازدواج هایی که بعد از 18 سالگی روی می دهند، احتمال طلاق دارند و ازدواج هایی که قبل از  رسیدن به سن 20 سالگی صورت می گیرند دو برابر ازدواج هایی که بعد از 20 سالگی رخ می دهند احتمال طلاق دارند (83). به بیان دیگر، هر چه سن ازدواج پایین تر باشد احتمال از هم گسیختگی خانواده  بیشتر و میزان رضایت زناشویی کمتر می شود ، زیرا در سنین  پایین، افراد از قابلیت های لازم برای ایفای نقش  همسری   بی بهره اند و سن افراد پيش بيني كننده معنادار رضايت مي باشد (84).

 

    يافته هاي پژوهش هاي انجام گرفته در مورد تفاوت هاي بين زنان و مردان در زمينة رضايت زناشويي، مختلف است. در پژوهش هوستون و همکاران 1 تفاوتي در رضايت زناشويي زنان و مردان مشاهده نشد (85) ولی در پژوهش هاي برزنياك و ويسمن2 (86) و ترودل 3 (87) زنان رضايت زناشويي كمتري را  نسبت به مردان گزارش كردند . مردان بيش از زنان ، ازدواج خود را  با توجه به شاخص هاي مالي، والدين ، خانواده، دوستان و شخص همسر خود مثبت تر گزارش كرده اند و رضایت زناشویی بیشتری را دارند (88). در برخی از مطالعات  نیز  تفاوت معناداری از نظر رضایت زناشویی در مرد و زن وجود نداشت (89).  به هر حال يافته هاي ناهمسو در زمينه هاي تفاوت رضايت زناشويي بين زنان و مردان مي تواند بيانگر اين مسئله باشد كه رضايت زناشويي وابسته به دو فرديست كه با هم در روابط زناشويي قرار گرفته و رضايت يا  عدم رضايت در زن يا مرد بيش از آنكه متأثر از جنس باشد از  بافت زناشويي آنها  تأثير گرفته و به همسويي و انطباقشان بستگي دارد (90).