ازدواج موقت وتعلقات عاطفی:

 

بسیاری از کسانی که با یکدیگر نکاح موقت داشته اند بعد از مدتی از جهت عاطفی به یکدیگر وابسته وعلاقه مند شده اند به طوری که این علاقه گاه تبدیل به یک عشق ومحبت عمیق شده و در بعضی موارد که امکان آن فراهم بوده به ازدواج دائم انجامیده واین مسئله ایست که در روابط آزاد وغیر شرعی خیلی کم اتفاق می افتد بنابراین در روابط شرعی به خصوص ازدواج موقت علی رغم نزدیک بودن وبرخورداری از یکدیگر، عشق وعاطفه بسیار خود را نشان می دهد حتی در مورد کسانی که از لحاظ سنی هم چندان به هم نزدیک نیستند من خود چند مورد از این نوع عشقهای عاطفی را سراغ دارم یک موردش را قبلاً در بخش اول مبحث ازدواج موقت گفتم مورد دیگر مربوط به جوان 21 ساله ایست که با زنی متدین که بالای 60 سال داشته ازدواج موقت نموده مدتی این جوان به خاطر بحران جنسی که با آن دست به گریبان بود بااین خانم عفیف ازدواج موقت می کند اما بعداً خود من دیدم که روحیه وحرفهای این جوان از نوعی وابستگی روحی وعلاقه عاطفی خبر می دهد واین برای من تعجب آور بود آقایی هم از تهران یا قم در بخش نظرات خاطره خود را از ازدواج موقتی که داشته بیان کرده بود وی گفته که این ازدواج برای من مناسب نبود چون بعداً تبدیل به یک نوع وابستگی وعشق ودلبستگی برایم شد وخوب در ظاهر این وابستگی هم برای او قابل حل نبوده چون در شرایطی نبوده که بتواند با او ازدواج دائم کند وی ادامه می دهد که در واقع تحت تاثیر شخصیت آن خانم قرار گرفته بود به نحوی که قائل به این شده که خانمها خیلی بهتر وباکرامت تر از مردانند

گذشته از اینکه هر رابطه شرعی بین دو جنس مخالف یا ازکشش عاطفی ناشی می شود یا کشش عاطفی را خواه نا خواه ایجاد می کند جالب اینست که در شرع هم متعه ای که صرفاً به قصد لذت جنسی باشد مکروه دانسته شده است بنابراین دین هم تصدیق می کند که بعد عاطفی ومحبت ومعنویت ونیت الهی ومقدس بایددر ازدواج موقت وجود داشته باشد

 

متعه یاصیغه؟

 

متعه لفظ روایی وقرآنی ازدواج موقت است ولی صیغه لفظ عامیانه وغلطی است چون صیغه اولا به خطبه عقد گفته می شود نه عمل اردواج (اسم مصدر) واگر هم بر خطبه اطلاق شود باید گفت صیغه خواندن نه صیغه کردن ثانیاً صیغه بر هر دو عقد یعنی موقت ودائم قابل اطلاق است چون به خطبه عقد دائم هم صیغه گفته می شود مگر آنکه بگوییم از باب غلبه استعمال است اما لفظ متعه به معنای بهره و برخورداری است حال چرا فقط به ازدواج موقت متعه گفته می شود ولی به ازدواج دائم این لفظ اطلاق نمی شود در حالی که در ازدواج دائم نیز بهره وتلذذ وجود دارد ؟ به خاطر آنکه عمده فلسفه متعه مسئله تلذذ جنسی وعاطفی است ولی در ازدواج دائم هم مسئولیتها وسختیهایی وجود دارد که مسئله را فقط در این بعد خلاصه نمی کند مثل توالد وتناسل – حق نفقه و……

 

دفع شبهه اشاعه فحشاء:

 

هر چند که اصلا دوست ندارم که این الفاظ کثیف وسخیف را در کنار لفظ قرانی ومقدس متعه بیاورم ولی چون یک عده انسان جاهل می آیند واین معانی مقدس را آلوده به شائبه های ضد دینی می کنند وخلق این الفاظ واین گونه مقایسه های نا بخردانه از سوی جاهلان ایجاب می کند که برای مغشوش نشدن اذهان مردم به آنها جواب داده شود لذا بالاجبار باید حرفهای اینها را ذکر کرد یک عده می گویند رواج متعه کم کم جامعه را به سوی فحشا سوق می دهد البته منظور اینها این نیست که معتقد به متعه به عنوان رابطه شرعی نباشند بلکه منظور این است که با رواج متعه مسئله روابط غیر شرعی هم ممکن است از بد بودن بیفتدومردم کم کم به سوی آن هم کشیده شوند

جواب : اولاً متعه یک ازدواج شرعی است مانند ازدواج دائم اگر به وسیله آن مردم به سوی فحشا سوق داده شوند باید در ازدواج دائم هم همین اتفاق بیفتد ثانیاً کسی که سراغ متعه می رود یعنی اینکه به تقوی اهمیت می دهد وعامل به فحشا نیست واگر بود که همان راه را می رفت وسراغ متعه نمی آمد در واقع کسی که اهل متعه است به فحشا وکسی که اهل فحشاست به متعه رو نمی آورد چون میزان تقواو انگیزه وهدف در وجود هر یک زمین تا آسمان فرق داردد{افمن کان مومناً کمن کان فاسقاً لا یستوون } ثالثاً کسی که متعه می کند یعنی با شناخت سراغ آن می رود ومتعه کننده حقیقت شرعی حلال را به خوبی در این مسئله لمس می کند وهیچ گاه خود را قرین ونزدیک به تفکر ومنش اهل فحشا نمی بیندوتفاوت این دو برای مردم خیلی بیشتر از از آن است که فکر کنند این دو قرابت ورابطه خویشاوندی با هم دارند {هل تستوی الظلمات والنور}