آیا متعه فرار از مسئولیت است؟

 

البته این اشکال فقط متوجه مجردین است که ممکن است این گونه مطرح شود که متعه شدن ومتعه کردن ممکن است یک نوع فرار از ازدواج دائم وقبول مسئولیت قلمداد شود

جواب: اولا: قبلاً گفتیم که هیچ یک از این دوازدواج جانشین دیگری محسوب نمی شود چون میل به انس دائمی وایجادنسل وتشکیل خانواده غیر ازمسئله اطفاء نیازهای جنسی وعاطفی موقت در مواقع ضروری است ثانیاً :با بالا رفتن سن ازدواج دائم نیاز به ازدواج موقت به هر حال خود را نشان می دهد چه انسان بخواهد از مسئولیت فرار کند چه نخواهد ثالثاً :اسمش را هر چه می خواهید بگذارید چون این مسئله یک حقیقت شرعی است وقتی خداوند خود به یک جوان چه دختر وچه پسر اجازه فرار داده دیگر شما چه می گویید می خواهید برمردم آنچنان سخت بگیرید که خداوند اصلا در آن سخت نگرفته ومی خواهید مردم را مسلمان تر از خدا وپیغمبرکنید رابعاً: کمتر کسی است که بدون دلیل از ازدواج دائم سرباز زند بنابر این هر کس که از این مسئله دوری می کند یا به خاطر ناتوانی یا عدم نیاز عاطفی وجنسی است که چنین شخصی نه به ازدواج دائم نیاز دارد ونه موقت ویا به خاطر مشکلات سنی یا مالی یا روحی وروانی یا حتی جسمی دائم یا موقت است که فعلا راه ازدواج دائم بروی آنها مسدود است ولی به خاطر رفع نیاز موقت با نکاح موقت مشکل خود را بر طرف می کنند وهیچ کس به متعه به چشم یک ازدواج همیشگی نگاه نمی کند چون دیر یا زود نیاز به ازدواج دائم در همه افرادشکل می گیردشما هیچ کجا قطعا نشنیده اید که کسی با ازدواج موقت مشکل خود را تا آخر عمر حل کرده باشد وبه خاطر آن دیگر ازدواج دائم نکرده باشد

 

موقت ودائم رویه عادی زندگی است:

 

فقط در ازدواج بحث موقت وغیر موقت مطرح نیست اگر در امور زندگی خود دقت کنید می بینید بسیاری از اعمال وتصمیمات شما گاه جنبه موقت و گاه دائم دارد واین یک سنت در غالب امور زندگی است مثلا گاه شما یک وسیله ای را امانت می گیرید برای استفاده موقت وگاه برای همیشه به آن نیاز دارید بنابراین آن را خریداری می کنید وبرای همیشه نگه می دارید گاه در جایی سکنی موقت می گزینیدوگاه برای همیشه تصمیم به زندگی کردن می گیرید همیشگی ودائمی بودن هم به معنای اینست که اگر مانعی در سر راه ایجاد نشود شما از ادامه باز نمی ایستید در حالی که خودتان قصد موقت بودن را در کار خود ندارید مگر آنکه شرایط ایجاب کند بر خلاف امور موقتی که شما از همان ابتدا قصد دائمی بودن را در کار خود ندارید مگر آنکه مقتضی ایجاد شود که انگیزه شما را تغییر دهد

از جاههای دیگر که این دو مصداق می یابد بحث شغل است شما گاه شغلی را به عنوان موقت بر می گزینید وقصد آن را ندارید که برای همیشه در آن کار باقی بمانید وگاه نیز شغلی بر می گزینید که برای شما جنبه دائمی وهمیشگی دارد همچنین کسی هم که شما را به کار می گیردگاه به صورت موقتی وقرار دادی است گاه به صورت رسمی ودائمی ، یا در تحصیلات که گاه یک نوع علم موقتی است یعنی شما برای گرفتن مدرک آن را فرا می گیرید ولی وقتی مدرک گرفتید دیگر تمام می شود ویک نوع علم هست که علم فریضه وواجب است که انسان تا عمر داردباید فرا گیرد وآن علم مربوط به مسائل دین واخلاق وتربیت و احکام شرع است .عبادات نیز در فقه به دو بخش موقت وغیر موقت تقسیم می شود مثلا نماز، یک نماز موقت داریم که همان نماز شکسته است شما وقتی موقتا به جایی سفر می کنید نوع نمازتان برای توقف کوتاه مدت عوض می شود ولی وقتی در وطن خود ساکن هستید یاجایی قصد اقامت طولانی مدت را دارید نمازتان کامل است بنا بر این بسیاری از امور ما مثل تحصیل – شغل – مسکن -و… دو جنبه ایست که گاه بنا بر ضرورت یا مصلحت یا اجبار به صورت موقت وگاه به صورت دائم در می آید ازدواج موقت تنها بخشی از این انواع متکثر دائم وموقت است وچه بسا که ازدواجهای موقتی که دائمی تر از از ازدواجهای دائم است وچه بسا ازدواجهای دائمی که با سردی و بی محبتی توام می شود ولی ازدواجهای موقتی که با محبت ولطافت تام آغاز وسرانجام می یابد علاوه بر آن ازدواج موقت یعنی اینکه دین با این تفکر که حتما وحتما فقط یک عشق باید در زندگی وعمر انسان وجود داشته باشد مخالف است وآن را یک تعصب بیهوده قلمداد می کند یا حداقل عشق را به دو نوع موقت یا دائم تقسیم می کند واگر بگویید که عشق موقتی نمی شود نام آنرا محبت بگذارید

 

قانون زیر 18 سال

 

فانون روابط جنسی دنیا براین است که زیر 18 سال را در امور جنسی نابالغ تصور می کنند آنان را از دسترسی به مسائل وروابط جنسی یا ازدواج ممنوع می کنند حال در بعضی قوانین ازدواج زیر 18 سال وروابط جنسی زیر 16 سال را ممنوع می دانند ولی این قانون وتفکر از چند جنبه غلط است اولا همان مفاسدی که روابط آزاد زیر این سنین به همراه دارد بالای این سنین نیز به نحو شدیدتر به همراه دارد چون هر چه سن بیشترباشد فساد اخلاقی واجتماعی آن بیشتر است فساد ،فساد است سن وسال وبالغ وصغیر ندارد ثانیاً شهوت در زیر این سنین اگر بیشتر از 30 ساله ها و40 ساله ها نباشد کمتر نیست امروز خود اینها هم به این نتیجه کم وبیش رسیده اند وعلی رغم وجود این قانون، روابط زیر این سنین از رواج بسیاری بر خوردار شده که خود آنها نیز قادر نیستند جلوی آن را بگیرند و این ممنوعیت فقط به صورت یک قانون روی صفحه مانده ولی اسلام که روان شناستر وجامعه شناس تر از تمام مذاهب ومکاتب است سن تکلیف ونیز آغاز سن ازدواج را در دختران 9 سال ودر پسران 15 سالگی قرار داده اسلام روابط جنسی آزاد را در همه سنین چه زیر 18 سال چه بالای18 سال ممنوع کرده ودر عوض در سن ازدواج تخفیف قائل شده تا بحران حاصل از ممنوعیت حل گردد علاوه براینکه این سن ازدواج در اسلام به خوبی نشانگر آن است که اسلام هم موافق است که نیروی جنسی وعاطفی ونیاز اگر در این سنین بیشتر از انسانهای بزرگسال ومیانسال نباشد کمتر هم نیست واین خط بطلان برروی تمام تفکرات موجود در دنیاست

 

در اسلام سن ازدواج سنی است که انسان به نیاز جنسی وعاطفی می رسد چه اینکه ده ساله باشد یا سی ساله بنابراین حدومرز وسن وسال مشخص کردن در این مورد از نظر اسلام مردوداست چندی قبل یکی از همکاران فرهنگی بنده تعریف می کرد که روزی یک خانمی به مدرسه ما آمد وبا نگرانی عنوان کرد که دیروز وقتی به خانه آمدم دیدم دخترم با پسر همسایه مان (که هر دو خانواده تقریبا در یک خانه زندگی می کنند)داخل اتاق لخت شده وآن پسر با دخترم مشغول معاشقه است (در حالی که هر دو کلاس دوم ابتدایی هم هستند ) حالا نمی دانم چه کار کنم وچه خاکی به سرم بریزم که دخترم توی این سن وسال از همه چیز سر در آورده این آقا می گوید من مقداری به آن خانم دلداری دادم وگفتم که موضوع مهمی نیست وبنده مشکل را با نصیحت وصحبت کردن با آن آقا پسر حل می کنم می گوید آن آقا پسر را احضار کردم وابتدا با دوستی وخوش وبش کردن سعی کردم کم کم به او نزدیک شوم چند روز بعد ازش سوال کردم خوب عزیزم بگو ببینم تو خونتون چی تماشا می کنی ؟گفت همه چیز گفتم سی دی چی تماشا می کنین گفت همه چیز گفتم مثلا چی ؟ گفت فیلم بازی گفتم دیگه چی ؟ گفت شو – سوپر گفتم فیلم سو پر دیگه چیه اولش جواب نداد ولی بعد که بهش اطمینان دادم به هیچ کس نمی گم همه چیز رو توضیح داد حالا جالبه که این همکار چهل ساله ما می گه من تا اون روز اصلا نمی دونستم فیلم سو پر چیه؟ وهمه چیز رو از این بچه هشت ساله یاد گرفتم ! ونتیجه این شد که همه چیز محصول نگاه به صحنه های مبتذل جنسی است وواقعا هم دیدن اولین صحنه حاد یعنی آغاز بلوغ جنسی حتی اگر آن شخص یک بچه 5 ساله باشد در کشورهای غربی کنترل روی بچه ها در این مسائل خیلی بیشتر است اما در کشور ما متاسفانه هیچ اهمیتی به این مسئله داده نمی شود وبچه ها آزادانه به همه سوراخ سنبه ها دسترسی دارند اینکه مثلا اسلام گفته پدر ومادر جلوی طفل غیر ممیز خود جماع نکنند به همین خاطر است زیرا با دیدن اولین صحنه حس شهوت در وجود طفل شکل می گیرد یا حد اقل آن تصویر او را دائما متوجه بعد جنسی وجود خود می کند وفرد دچار سن بلوغ جنسی زود رس می شود خوب شما نهایت کاری را هم که می توانید بکنید این است که تاسن ده دوازده سالگی می توانید بر فرزند خود کنترل داشته باشید تنها محیط خانه که نیست مدرسه ومحیطهای دیگر را چه می کنید همین همکار ما می گفت چند سال قبل که معاون مدرسه راهنمایی بودم روزی در مدرسه قدم می زدم متوجه شدم در گوشه ای از مدرسه چند تا از بچه ها دور یک دانش آموز تجمع کرده اند ودائم دارند گردن می کشند که چیزی را ببینند می گوید من خیلی یواش آمدم بالای سرشان دیدم یک چیزی را در موبایل خود دارد نشان دیگران می دهد به سرعت وارد جمعشان شدم وآن موبایل را از دست دانش آموز گرفتم موبایل را به دفتر آوردم ودر حضور چندتا از معلمین دیگر روشنش کردم دیدیم بله یک صحنه بسیار مفتضح ؛نزدیکی یک زن با یک حیوان ….. همان چند لحظه تصویر آن قدر مهیج بود که چند تااز معلمین اصلا دیگه از روی صندلی شان نمی توانستند بلند شوند وسر کلاس روند خوب صحنه ای که با بزرگسال ومتاهل این گونه می کند با نوجوان که در شهوت قوی تر از بالغ سیر می کند به مراتب تاثیری عمیق تر به جای می گذارد

 

بنابراین نیاز جنسی سن وقانون بر نمی دارد بله در مسئله ازدواج سن بالای 18 سال را برای پسران قبول می کنیم چون آنان با وظیفه ومسئولیتی مضاعف سروکار دارند ونیاز مند به تجارب خاصی در زندگی هستند همچنین نیاز جنسی در آنها سن وسال خاضی ندارد وهر زمان که ازدواج کنند برایشان فرق نمی کند ولی دختران این گونه نیستند آنخها بیشتر ین مطلوبیت جنسی شان قبل از سن 18 سالگی است بنابراین اگر دیر تر از این زمان ازدواج کنند نه برای خودشان آن حرارت ولذت وجود دارد ونه برای مردان بنابراین باید تمام تلاش را برای پایین آوردن سن ازدواج دختران به کار گرفت ما قابل مقایسه با غرب نیستیم اگر در آنجا سن ازدواج دختران بالاست در عوض قبل از ازدواج بارها می توانند نیاز جنسی خود را اطفا کنند ولی در جامعه ما دختران شرعا چنین اجازه ای را ندارند پس تنها راه پایین آوردن سن ازدواج است

اتمام نعمت

 

قبلا روایتی را از امام باقر علیه السلام نقل کردیم که خداوند متعه را عوض منع از شراب قرار داده این نکته قابل ذکر است که محرمات دو نوعند یکی محرماتی که ربطی به غریزه ونیاز انسان نداردعلاوه بر آن چون سراسر ضرر است یا ضررآن بیش از نفع آن است به همین خاطر حرام شده اند مثلا در مورد خمر ومیسر(قمار) می فرماید” واثمهما اکبرمن نفعهما”در واقع دو جنبه حلال وحرام در آن نیست بلکه فقط بحث حرمت در آنهاست بر خلاف نیازهای غریزی مثل خوراک ویا غریزه جنسی که نیاز هر انسانی هستند ولی چون بعضی انواع این ها ضررشان بیش از نفعشان است ومفسده شان بیش از مصلحتشان می باشد حرام شده اندمثل زنا ومثل خوراک یا لباسی که از مال حرام مثل ربابدست می آید بنابراین اینها دو جنبه حلال وحرام دارند ونکته جالب اینست که با آنکه میل به شراب جزو غرایز ونیاز انسان نیست اما خداوند از لطف خود با منع آن متعه را به عنوان جایگزین معرفی می نماید در حالی که لازم هم نبود چیزی که به خاطر مفسده بر انسان حرام می شود وجزو امیال عرفی انسانها نیست جایگزین داشته باشد واین اوج لطف وتسهیل شریعت را بر امت یاد آور می شود .که خداوند خواسته نهایت اتمام حجت واتمام نعمت را بر این امت روا دارد